استان خوزستان

موقعیت جغرافیایی خوزستان

استان‌ خوزستان‌ با مساحتی‌ بالغ‌ بر ۶۴۶۶۴ کیلومتر مربع‌ در جنوب‌ غربی‌ ایران‌ واقع‌ شده‌ است‌ . این استان از شمال غربی با استان ایلام ، از شمال با استان لرستان ، از شمال شرقی و شرق با استان‌های چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد ، از جنوب با خلیج فارس و از غرب با کشور عراق هم‌مرز است . براساس‌ آخرین‌ تقسیمات‌ کشوری‌ در سال ‌۱۳۷۵، شهرستان‌های‌ استان‌ خوزستان‌ عبارتند از : آبادان ‌، اندیمشک ‌، اهواز ، ایذه‌ ، باغملک‌ ، بندر ماهشهر ، بهبهان‌ ، خرمشهر ، دزفول‌ ، دشت‌ آزادگان ‌، رامهرمز ، شادگان‌ ، شوش ‌، شوشتر و مسجد سلیمان ‌. استان‌ خوزستان‌ در سال‌ ۱۳۷۵ ، حدود ۳۷۴۶۷۰۰ نفر جمعیّت‌ داشت‌ که‌ از این‌ تعداد ۵۲/۶۲ درصد در نقاط‌ شهری‌ و ۵۱/۳۶ درصد در نقاط‌ روستایی‌ سکونت‌ داشته‌اند . مرکز استان خوزستان شهر اهواز است .

« خوزستان » در دوران باستان ، بخصوص ، در دوره هخامنشی به دو ناحیه تقسیم می شد : بخشهای شمال و شمال شرقی که انشان ( انزان ) نام داشت و سرزمینهای با صفا و کوهستانها و جنگلهای فراوانی را شامل بود ، و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه ای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه ای سرسبز و پرآب بوده که به قاره ای کوچک و مستعد می مانست . بخشهای جنوبی که « عیلام » نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و بشدت تحت تأثیر فرهنگ « میان رودان » بوده و جغرافیای وسیعی را شامل می شده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است .

ناحیه‌ جلگه‌ای‌خوزستان‌ در قسمت‌ جنوب‌ و غرب‌ استان‌ از آبرفت های‌ رودهای‌ کارون ‌، کرخه‌ و جراحی‌ تشکیل‌ شده‌ است‌ . ناحیه‌ کوهستانی‌ خوزستان‌ در قسمت‌ شمال‌ و شرق‌ استان‌ واقع‌ شده‌ و جزء بخش‌ جنوبی‌ رشته‌ کوه‌ زاگرس‌ می‌باشد .

« استرابون » جغرافی دان عهد باستان ، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه های جهان می داند . زیرا رودخانه های زیادی این دشت را مشروب می کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می ساخته است . شاید بر همین اساس بوده که عده ای بر این اعتقادند که نام این سرزمین « هند » یا « اند » بوده که به معنای جایی با آبهای فراوان می باشد .

آب و هوای خوزستان

استان‌ خوزستان‌ در مناطق‌ کوهستانی‌ و مرتفع‌ تابستان‌های‌ معتدل‌ و زمستان‌های‌ سرد و در نواحی‌کوهپایه‌ای‌ آب‌ و هوای‌ نیمه‌ بیابانی‌ دارد . در نواحی‌ پست‌ و جلگه‌ای‌ به‌ طرف‌ جنوب‌ و جنوب‌ شرقی‌ خصوصیات‌ آب‌ و هوا از نیمه‌ بیابانی‌ به‌ بیابانی‌ کناره‌ای‌ تبدیل‌ می‌شود . زمستان‌های‌ این‌ ناحیه‌، کوتاه‌ و معتدل‌ وتابستان‌های‌ آن‌ طولانی‌ و گرم‌ است‌ .

خوزستان‌ تحت‌ تأثیر سه‌ نوع‌ باد قرار دارد : اوّل‌ ، جریان‌ سرد نواحی‌ کوهستانی‌ که‌ در زمستان‌ به‌ طرف‌ خلیج‌فارس‌ می‌وزد و هوای‌ سردی‌ را همراه‌ می‌آورد . دوّم ‌، بادهای‌ ساحلی‌ که‌ گاهگاهی‌ در تابستان‌ از طرف‌ خلیج‌ فارس‌ همراه‌ با رطوبت‌ زیاد و گرما به‌ سوی‌ جلگه‌ها می‌وزد و به‌ باد شرجی‌ معروف‌ است ‌. سوم‌ ، بادی‌ است‌ که‌ از طرف‌عربستان‌ به‌ نام‌ “سموم‌” می‌وزد و همیشه‌ مقداری‌ غبار خاک‌ و شن‌ همراه‌ دارد و هنگام‌ عبور از روی‌ خلیج‌ فارس‌رطوبت‌ زیادی‌ را در خود ذخیره‌ می‌کند .

تاریخ و فرهنگ خوزستان

در کتاب « مجمع التواریخ و القصص » خوزستان به نام « حجوستان » و « حبوجستان و اجار » آمده است که به نظر می آید ، مأخوذ از زبان پهلوی با عناوین « حبوجستان » و حوجستان است . همچنانکه در بعضی از گویشهای رایج در این استان « لفظ لری بختیاری » برای ادای حرف « خ » از « ح » نیز بهره می گیرند . بنابراین واژگان « اوج » ، « هوز» ، « هوج » ، « حوز » و « خوز» در سیر تحول و تطور لفظی با پسوند « ستان » و « اوجستان » به تدریج بر اثر سایش تلفظ ، از « هوجستان » به «خوزستان » تغییری یافته است . در گویشهای فارسی باستان و زبان پهلوی « او » به « هو » قابل تغییر است ؛ مانند « اورمزد» – «هورمزد» و « اوشمند » – « هوشمند » همچنانکه « هورداد و حورداد » را « خرداد » و « خورتات » نیز گفته اند . البته تا سالهای اخیر این اسامی را با حرف ( ح ) نیز می نوشته اند . از سوی دیگر « یاقوت حموی » واژه « خوز » را با نامهای « خوز » و « هوز » و « اهواز » و « هویزه » هم ریشه می داند . « اهواز » محرف کلمه « اواز» و « اوجا » نیز هست که در کتیبه داریوش بیستون آورده شده و این نام در کتیبه نقش رستم « خواجا » یا « خوجا » حک شده که هزار سال پیش ، مرکز حکومت نشین استان خوزستان بوده است .

استان‌ خوزستان‌ یکی‌ از کهن‌ترین‌ کانون‌های‌ تمدن‌ بشری‌ است ‌. که‌ قدمت‌ آن‌ در شوش‌ به ‌۶۰۰۰ سال‌ پیش‌ می‌رسد . در هزاره‌ چهارم‌ قبل‌ از میلاد دولت‌ مقتدر عیلام‌ در شوش‌ پایه‌ گذاری‌ شد و در هزاره‌ اوّل‌ پیش‌ از میلاد ، توسط‌ آشوریان‌ منقرض‌ گردید .

در سال‌۶۴۰ ق.م شوش‌ به‌ دست‌ آشوری‌ها تسخیر و به‌ دو بخش‌ تقسیم‌ شد . قسمت‌ شمالی‌ یعنی‌ “انزان‌”به‌ دست‌ پارس‌ها افتاد که‌ از مدّت‌ها پیش‌ در این‌ ناحیه‌ مسکن‌ گزیده‌ بودند و قسمت‌ جنوبی‌ آن‌ به‌ تصرف‌ آشور درآمد . در سال‌۵۳۸ ق‌.م‌ کوروش‌ هخامنشی‌ به‌ بابل‌ لشکر کشید و سرزمین‌ عیلام‌ را تصرف‌ کرد و شهر شوش‌ رابه‌ عنوان‌ یکی‌ از پایتخت‌های‌ هخامنشی‌ برگزید . داریوش‌ در سال‌۵۲۱ق‌.م‌ شوش‌ را مورد توجه‌ قرار داد و در آن‌ کاخ‌ باشکوهی‌ به‌ نام‌ “هدیش‌” احداث‌ کرد . در زمان خشایار شاه پایتخت‌های ایران از جمله شوش به اوج عظمت و رونق رسیدند . با حمله اسکندر دوران اوج و شکوه سلطنت خیره‌کننده هخامنشیان به پایان رسید و شهر بابل و شوش را با ذخایر بسیار ارزشمند طلا و نقره تصرف کرد . پس‌ از اسکندر دولت‌ سلوکی‌ به‌ قدرت‌ رسید . در سال‌۱۸۷قبل‌ از میلاد در اثر ضعف‌ دولت‌ سلوکی‌، پارس‌ و خوزستان‌ متحد شد و از دولت‌ سلوکی‌ جدا شدند .

مهرداد اوّل‌ اشکانی‌ (۱۶۴-۱۴۰ق.م ) «دقریوس» شاه‌ سلوکی ‌را در جنگی‌ شکست‌ داد و «کامثاسکیر» از خاندان‌ اشکانی‌ را به‌ حکومت‌ خوزستان‌ منصوب‌ کرد . با قدرت‌ گرفتن‌ ساسانیان‌ این‌ ناحیه‌ به‌ صورت‌ خیره‌ کننده‌ای‌ رو به‌ عمران‌ و آبادی‌ گذاشت ‌. شهر جندی شاهپور با دانشکده بسیار معروفش نیز از شهرهایی است که در این دوران از رونق و شکوفایی چشمگیری برخوردار بوده است. حکومت‌ ساسانی‌ بناهای‌ زیادی‌ در اهواز ، شوشتر و شمال‌ اندیمشک‌ ایجاد کرد . پس‌ از شکست‌ ایران‌ در زمان یزدگرد سوم درجنگ معروف نهاوند بدست‌ عرب‌های‌ مسلمان‌ حکومت‌ خوزستان‌ به‌ دست‌ خلفای‌ اموی‌ و عباسیان‌ افتاد . در اواسط‌ سده‌ سوم‌ ه . ق‌ دولت‌ عباسیان‌ رو به‌ انحطاط‌ گذاشت‌ . یعقوب‌ لیث‌ از سیستان‌ علم‌ استقلال‌ برافراشت‌ و سرانجام‌ در شوش‌ و شوشتر استقرار یافت ‌. در سال‌۳۲۶ ه.ق ‌معزالدوله‌ دیلمی‌ کرمان‌ و خوزستان‌ را تصرف‌ کرد . از سال‌۴۴۳ ه.ق‌ تا سال‌۸۴۵ ه.ق‌ به‌ ترتیب‌ خوارزمشاهیان‌ ، خاندان‌ شلمه‌ افشار ، اتابکان‌ فارس ‌، آل‌ مظفر ، آل‌ جلایر ، تیموریان‌ بر تمام‌ یا قسمتی‌ ازخوزستان‌ حکومت‌ کردند .

در سال ‌۸۴۵ ه.ق‌ جنبش‌ مذهبی‌ مشعشعیان‌ در این‌ نواحی‌ شکل‌ گرفت‌ . پادشاهان ‌صفوی‌ چندین‌ بار برای‌ سرکوب‌ مشعشعیان‌ لشکر کشیدند . نادر شاه‌ افشار در سال‌۱۱۴۲ ه.ق‌ روانه‌خوزستان‌ شد . پس‌ از درگذشت‌ کریم‌خان‌ زند خوزستان‌ دچار هرج‌ و مرج‌ شد . در زمان‌ فتحعلی‌ شاه‌ قاجار خوزستان‌ به‌ دو بخش‌ تقسیم‌ شد . پس‌ از جنگ‌ ایران‌ و انگلیس‌ در سال ‌۱۲۷۳ه.ق‌ تا چهل‌ سال‌ خوزستان‌ آرام‌ بود . در این‌ زمان‌ عشایر عرب‌ به‌ چند بخش‌ تقسیم‌ شده‌ و هر بخش‌ شیخی‌ جداگانه‌ داشت‌ . طی‌۸۰ سال‌ گذشته‌ استان‌ خوزستان‌ – غیر ازدوران‌ جنگ‌ تحمیلی‌ عراق‌ بر ایران‌ – همواره‌ توسعه‌ یافته‌ و امروزه‌ یکی‌ از نواحی‌ استراتژیک‌ ایران‌ به‌ حساب‌می‌آید .

اقتصاد و منابع طبیعی

نفت و گاز مهم‌ترین منابع طبیعی کشور برای اولین بار در این استان و در شهر مسجد سلیمان قریب به ۸۰ سال پیش کشف و استخراج شد ، از آن موقع تا کنون حوزه‌های نفتی فراوانی دراین استان کشف و مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌است که از مهم‌ترین آنها حوزه‌های نفتی اهواز می‌‌باشند پالایشگاه آبادان و پتروشیمی بندر امام و ماهشهر و … از جمله صنایع وابسته به نفت در این استان می‌‌باشد .

رودخانه کارون به همراه رودخانه‌های دز و کرخه و اروند و گتوند این استان را یکی از مساعدترین استان‌ها برای اجرای طرح های کشاورزی نموده است و هم اکنون بزرگ‌ترین طرح تولید نیشکر و صنایع جانبی آن در این استان درحال انجام است ارتباط این استان به آب های آزاد ازطریق بندرهای آبادان و خرمشهر امکان دیگری از این استان برای تجارت آزاد می‌‌باشد. گرچه جنگ ایران و عراق به این بندرها صدمه‌های فراوانی وارد کرد اما این بندرها به ‌تدریج به دنبال رسیدن به اوج فعالیت‌های خود هستند . خوزستان در هشت سال جنگ میان ایران و عراق اصلی‌ترین صحنه‌های کارزار به شمار می‌‌آمد . از اروندکنار تا آبادان ، از خرمشهر و شلمچه تا دشت آزادگان و … همه در آماج مستقیم حمله عراق قرار گرفته بود . از طرف دیگر همه شهرهای استان یا در معرض حمله هواپیماهای جنگی قرار داشتند و یا در معرض حمله موشک‌های غول آسا .

آیین ها و مردم استان خوزستان

استان خوزستان از تیره‌های گوناگون انسانی را در بر می‌‌گیرد . همچنین با اینکه بیشینه مردم این استان دارای مذهب شیعه می‌‌باشند ولی از دیرباز پیروان دیگر آیین ها نیز در این استان زیسته‌اند . ‌‌در شهر اهواز گروه اندکی از پیروان حضرت یحیای ذکریا (صابئین ، در خوزستان به آنها صُبّی می‌‌گویند) در کرانه رود کارون ساکنند و بیشتر به کار زرگری مشغولند . جمعیت شهرهای بزرگ کل استان آمیزه‌ای از بختیاری ، شوشتری ، دزفولی ، مهاجران گوناگون از سراسر ایران و ایرانیان عرب است . همچنین پیروان آیین های کهن زرتشتی و نیز کلدانی در این استان و به ویژه شهر اهواز زندگی می کنند که با گذشت انقلاب ۵۷ از شمارشان کاسته می شود . در شهر آبادان شماری از ارمنیان می زیند ، این گروه تا پیش از انقلاب جمعیت بیشتری داشتند ، ولی امروزه تنها چند خانوار از اینان در شهر های آبادان و اهواز می زیند . همچنین گروهی از پیروان آیین بهایی در این استان زندگی می‌‌کنند. پیروان دیگر آیین ها و مردمان دیگری نیز در اینجا می‌‌زیسته‌اند که امروزه تعدادی زیادی از آن ها به جا نمانده است . از خوزیان باستان که در پی تازش عرب ها به ایران از میان رفتند که بگذریم تا پیش از انقلاب شماری از پیروان آیین های هندو و سیک و … نیز در بخش‌های صنعتی این استان می‌‌زیستند که امروز تنها بازمانده معبدهایشان در شهرهایی چون ابادان به جا مانده است .

یک دیدگاه برای “استان خوزستان”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *