زیگورات چغازنبیل

معبد زیگورات در خوزستان

زیگورات چغازنبیل تبلور معماری مقدس

خوزستان ، کهن سرزمینی جاویدان ، دیاری گرم و تفتیده با زمینی حاصلخیز و رودهایی روان با یادگارهایی افسانه ای ، چونان نگینی است درخشان که ساکنین این کره خاکی را به سوی ویرانه های برجای مانده از تاریخ کهن و پر شکوه ۸ هزار ساله خویش فرا می خواند تا بازگوید روایتی دیگر از راز دیرینگی و فرهنگ و تمدن افسانه گونه ایران زمین را .

بناهای مقدس بر مبنای فلسفه‌ای که از اعتقاد آدمیان برمی‌خیزد ، ساخته می‌شوند . زیگورات چغازنبیل از همین دست بناهای مقدس است که عناصر تفکر آمیخته با تقدس در آن دیده می‌شوند .

بنای زیگورات‌ها ، اهرام ، استوپاها ، پاگوداها و بناهای ماندالا شکل که همگی از بناهای مقدس به شمار می‌روند ، از یک فلسفه همانند پیروی می‌کنند . در همه این‌ بناها ، ساختمان ‌هایی بلند از زمین به سوی آسمان و از فرش به سوی عرش می‌روند که به نوعی تداعی‌گر کوه هستند و همه آن‌ ها فضای مقدسی هستند که تصور می‌شده در مرکز عالم قرار گرفته‌اند .

در بین جاده اهواز به اندیمشک ، پیش از آنکه جاده ما را به شهرستان شوش دانیال برساند ، راهی فرعی در سمت راست ما قرار می گیرد که اگر وارد آن شویم و اسفالت آن را دنبال کنیم ، بعد از پیمودن ۳۵ کیلومتر راه ، بنایی عظیم و زنبیل گونه را در پیش چشم خود خواهیم یافت که مربوط به دوره تمدن درخشان ایلامی بوده و عمری بیش از ۴۰۰۰ سال دارد و به معبد زیگورات یا اصطلاحا چغازنبیل مشهور است و بزرگترین زیگورات جهان به شمار می رود .

تمدن ایلام که پایتخت آن شهر شوش (شوشییانا ، سوزیانا) بوده و تاریخ پیدایش آن به ۴۸۰۰ سال و سقوط آن به ۲۵۰۰ سال پیش باز میگردد مناطق امروزی خوزستان ، بوشهر ، ایلام ، فارس و گاهی اصفهان را در بر می گرفته است .

واژه ایلام در واقع تغییر شکل یافته لغت الانتو بوده که در زبان بابلی به معنای «سرزمین بلند» می باشد که علت این نامگذاری شاید به دلیل افزایش ناگهانی ارتفاع سطح زمین این مناطق نسبت به سایر دشت های مسطح همجوار بوده است .

در حدود ۴۴۰۰ سال پیش یکی از سلاطین مقتدر ایلام ، دستور بنای شهری را در نزدیکی شهر امروزی شوش صادر می نماید که مصالح استفاده شده در آن از بهترین و مقاوم ترین مصالح ساختمانی شناخته شده در آن زمان ، یعنی سنگ ، ساروج ، قیر طبیعی ، آجر ، گچ معدنی و فلزات سخت و شکل آن به صورت مربع کامل و دارای ابعاد ۱۰ x ۱۰ هکتار و مجموعاً ۱۰۰ هکتار مساحت باشد .

از آنجا که دین در میان ایلامیان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است ، طبعاً این شهر جدید که دوراونتاش نام گرفته بود دارای معابد فراوان برای عبادت و ستایش خدایان مختلف بوده است ، تا آنجا که مردم ایلامی هر چیز خوبی را هدیه ای از سوی خدایان می دانسته اند ، البته باید دانست که نوع دین این قوم آیین چند خدایی بوده و ایلامیان برای هر موضوعی رب النوعی داشته اند ، در این میان خدایان مونث (الهه ها) ، از اهمیت و احترام ویژه ای برخوردار بوده اند ولی پس از بنای شهر بزرگ دوراونتاش ، خدای اینشوشیناک (خدای محافظ شوش) که خدایی مذکر بوده و بسیار مورد احترام مردم این شهر ، قدرت و اعتبار خاصی یافت .

این حرمت و اقتدار باعث گردید تا بزرگترین معبد این شهر ، به نام زیگورات را که دقیقاً در وسط این شهر واقع بوده به این خدای مقتدر و نیز خدای دیگر شوش یعنی ناپیراشاک تقدیم نمایند و در واقع معبد زیگورات محلی بوده برای تقدیس خدای اینشوشیناک و ناپیراشاک (ناپیراشا ، گال) .

زیگورات در زبان آکدی به معنای افراشته ساختن می باشد که شاید اشاره ای باشد به ارتفاع بلند این معبد که به سوی آسمان قد کشیده است ، بنا به اظهار پروفسور رومان ریشمن ، باستانشناس فقید فرانسوی این معبد در زمان آبادانی دارای پنج طبقه بوده و ۵۲ متر ارتفاع داشته است که اینک فقط ۵/۲ طبقه با ۲۴ متر ارتفاع از آن باقی است .

همانگونه که گفته شد این معبد بنایی است چند طبقه و پلکانی شکل که مساحت هر طبقه از مساحت طبقه زیرین کمتر است ، این بنا کاملاً مربع بوده و طول هر ضلع آن ۱۰۲ متر می باشد و گوشه های هر کدام از اضلاع منطبق با یکی از چهار جهت اصلی بوده که این خود گواهی است معتبر مبنی بر آشنایی نیاکان خردمند ما با علوم و فنون پیشرفته مهندسی و نیز جهات چهارگانه جغرافیایی .

در وسط هر کدام از این اضلاع نیز درب هایی برای صعود به طبقات بالاتر کار گذاشته شده بود .

در ساخت این سازه از سه گونه خشت استفاده گردیده است :

۱-خشت خام
۲-خشت پخته شده (آجر)
۳-خشت خام مسلح شده توسط خشت پخته شده و کوبیده شده

در ارتباط با سومین نوع خشت باید گفت که این تکنیکی بوده است که باعث مقاومت فوق العاده زیاد بنا گشته و ساختمان را در برابر عوامل طبیعی و جوی بسیار مقاوم می نموده و برای اولین بار در تاریخ معماری جهان ، در همین معبد زیگورات مورد استفاده قرار گرفته است .

هسته مرکزی این معبد با خشت خام بنا گشته و سپس توسط یک تیغه به ضخامت دو متر از جنس خشت پخته شده احاطه گردیده که وظیفه این تیغه حفاظت هسته اصلی از اثرات باد و باران می باشد و سپس این دو قسمت توسط تیرهای چوبی بسیار قوی و ضخیم به هم قفل گردیده اند .

طبق بررسی های انجام شده توسط پژوهشگران ، این معبد که دارای پنج طبقه بوده در طبقه آخر خود تماماً از سنگها و آجرهای سبز ، فیروزه ای و آبی رنگ با تلالوی نور نقره ای ساخته شده بود که یافته شدن آجرهای رنگی در قسمت فوقانی این معبد خود سندی بر این مدعاست . ظاهراً طبقه اعلای این معبد محل قرار گرفتن مجسمه اینشوشیناک بوده است .

جالب است بدانیم که ساخت هر کدام از طبقات این معبد از روی سطح زمین آغاز گردیده و نتیجتاً طبقات فوقانی فشار چندانی را بر روی طبقات تحتانی وارد نمی سازند و در بین این دیوارها که کار پایه حمال را نیز انجام می دادند درب هایی برای آمد و شد تعبیه گردیده شده بود .

راه آب های این معبد نیز جای تامل و بررسی دارند :

این راه آب ها در عمق ۸۰ سانتیمتری سطح آجری قرار گرفته اند و به صورت عمودی بوده ولی در زمانی که به سطح زمین می رسند شکل یک آبراهه افقی با دهانه ای هلالی شکل را به خود می گیرند ، و در آخر بصورت راه آبی روباز بر کف طبقه همکف جاری می گردند .

ایلامیان برای جلوگیری از برخورد عمودی آب از ارتفاع بالا و تخریب سطح آجری راه آب ها چاره ای جالب اندیشیده بودند : آنها در بین مسیر این آبراهه ها هر چند متر یکبار کانالهایی به شکل پلکان ایجاد کرده بودند تا آب با برخورد و عبور از این کانالها از سرعت و قدرت خود کاهیده و با شتاب کمتری به سطوح زیرین سقوط نماید از سوی دیگر محل برخورد آب با سطوح آجری را توسط لوله هایی استوانه ای شکل از جنس سفال قابل تعویض می پوشاندند تا هر چند گاه یکبار به صورت سرویس دوره ای آنها را تعویض کنند .

عاقبت ، شهر دوراونتاش در حدود ۲۷۰۰ سال پیش توسط آشور بنی پال (بانی پال) پادشاه خونریز آشور ویران گشت و هرچند که تا حدود ۳۰۰ سال پس از آن نیز مسکونی باقی ماند اما دیگر هرگز به دوران رونق و اوج خود باز نگشت ، تا آنکه از ۲۴۰۰ سال پیش دیگر کاملاً متروکه و مخروبه گردید و دیگر هرگز در هیچ کتاب و یا سندی اثری از آن یافت نگردید و هیچکس در مورد آن سخن نگفت ، تا آنکه حدود ۷۰ سال پیش یعنی در سال ۱۳۱۴ خورشیدی یک کاوشگر فرانسوی که برای جستجو و بررسی امکان کشف نفت در این منطقه به کار گرفته شده بود ، جهت گمانه زنی وجود ذخایر نفت به یک تپه گمنام مشکوک گردید غافل از اینکه این تپه خاکی همچون صدفی که گوهر را در بر می گیرد ، تاریخ و تمدن چند هزار ساله این سرزمین را در خود نهفته دارد .

این پژوهشگر اروپایی پس از مشاهدهء چند خشت خام که بر روی آن خط میخی نگاشته شده بود احساس نمود که کشف بزرگی کرده است و پس از اطلاع به دولت مرکزی (حکومت پهلوی اول) مقدمات کاوش بیشتر مهیا گردید .

شهر عظیم شوش به وسیله پادشاه آشوری ، « آشوربانی پال » ویران گردید تا آنکه با تلاش هخامنشیان و برپائی کاخهای زمستانی به عنوان پایتخت ، بار دیگر رونق گذشته خود را به دست آورد .

عاقبت در سال ۱۹۷۹ میلادی این سازه باستانی به همراه تخت جمشید و میدان نقش جهان در اصفهان به عنوان سه اثر مهم باستانی و جهانی در سازمان یونسکو ثبت گردیدند .

باشد که با شناخت آثار ملی خود و ایجاد روحیه خویشتن باوری ، بتوانیم به اوج شکوه گذشته بازگردیم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *