شهر آبادان

در فاصله‌ ۱۰۰۱ کیلومتری‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ است و‌ زمستان‌های‌ کوتاه‌ و تابستان‌های‌ گرم‌ و بلند دارد که‌ با رطوبت‌ زیاد همراه‌ است‌ . آبادان‌ جزیره‌ دلتا مانندی‌ است‌ که‌ قاعده‌ آن‌ به‌ طرف‌ خلیج‌ فارس‌ و رأس‌ آن‌ به‌جانب‌ خرمشهر است ‌. در قدیم‌ “عبادان‌” و در گذشته‌ “جزیره‌خضر” نامیده‌ می شده است . در اواخر قرن‌ سیزدهم‌ ه . ق‌ به‌ واسطه‌ وجود صنعت‌ نفت ‌، توسعه‌ آبادان‌ رونق‌ گرفت‌ وگسترش‌ یافت‌ .

پالایشگاه‌ و تصفیه‌ خانه های عظیمی در سال ۱۲۸۸ ه.ش ایجاد گردید . متأسفانه این شهر بر اثر حملات مکرر نیروهای عراق در جنگ تحمیلی خسارات زیادی دید و اینک پس از پایان جنگ به آرامی رونق گذشته را باز می یابد . پالایشگاه و تصویه خانه های عظیم نفت که در سال ۱۲۸۸ ه.ش ایجاد گردیده ، یکی از جاذبه های دیدنی شهر آبادان است .[۱]

طول جزیره آبادان ۶۴ کیلومتر و عرض آن از ۳ تا ۲۰ کیلومتر و نقاطی با ارتفاع و متغیر میان صفر تا ۵ متر از سطح دریا دارد . شهر آبادان در ۴۸ درجه و ۱۷ دقیقه شرقی و ۳۰ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی استوا قرار دارد .

آبادان با مساحت ۲۰۶۳ هکتار در جنوب باختری استان خوزستان جای گرفته است . این شهر با وجود پالایشگاه نفت ، کارخانه پتروشیمی ، و دسترسی به آب های آزاد نقش مهمی در اقتصاد کشور بازی می کند . آبادان پر آب ترین شهر استان خوزستان است که دو رود اروند و بهمنشیر در آن جاری است .

یاقوت حموی جزیره بزرگ را که بین دو شط یعنی اروندرود و کارون واقع شده” میان رود” نام داده است . ناصر خسرو قبادیانی نیز در سال چهارصد و سی و هشت هجری قمری آبادان را دیده و آن را توصیف کرده است .

در زمان سلطنت رضاشاه پهلوی نام عبادان به آبادان تغییر یافت . شهر آبادان قبل از حمله‌ عراق به ایران در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه خورشیدی از شهرهای بسیار باشکوه و آباد ایران بشمار می‌رفت .

آبادان در طول دو هزار سال گذشته ، همواره آباد و متمدن بوده است و در هر دوره ای از تاریخ باستانی ایران نامی به خود گرفته است در دوره اساطیری و افسانه‌ای بنام (میسان) بوده است .

در دوره ایلامی – هخامنشی این جزیره به نامهای مسنه و خاراکس خوانده می شد .

عصر اشکانی تا زمان اردشیر بابکان ساسانی این شهر به نامهای آنتیوح ، آلکساندر ، تیگریماه ، اسکندریه انطاکیه ، هارک ، خارک اسپاسینو نامیده می شد ، که به صورت مرکز استراتژیک نظامی و اقتصادی و بازرگانی دریایی شمال خلیج فارس بوده است و با ضرب سکه های مخصوص بیش از سیصد سال بر منطقه آبادان ، خرمشهر و حوالی بصره و کویت حکمرانی نمودند .

اردشیر با قتل بندو ، آخرین پادشاه دولت مستقل آبادان ، نام آن را نیز تغییر داد و در دوره ساسانی به آن استاذآباد اردشیر یا کرخ میسان می گفتند و پایگاه تجاری بازرگانان چینی ، هندی ، عرب و روم بوده است .

نام عبادان از (عباد ، پرهیزکار) گرفته شده است . نام باستانی اوپاتان (او =آب و پاتان از مصدر پاییدن) که به معنای مرزداران دریایی است نیز گفته اند .

بطلیموس معروف به پدر جغرافیا در سده ۲ میلادی و مارسیان جغرافی دان سده ۴ میلادی به ترتیب نامهای آپفانا و آپفادانا را برای آبادان بکار برده اند .

رشد این شهر به دلیل وجود پالایشگاه بزرگ نفت ، بر پایه اصول شهر سازی بوده است. این شهر با بهره گیری از فرودگاه بین المللی ، ایستگاه فرستنده رادیو ، و تلویزیون با برنامه های برون مرزی ، و دانشکده نفت ، سال ها پیش از جنگ تحمیلی ، از مهمترین ، زیباترین ، و خاطره انگیزترین شهرهای ایران به شمار می رفت .

نخستین فرستنده تلویزیونی آبادان در اسپند ۱۳۳۸ خورشیدی و تلویزیون ملی ایران در این شهر در سال ۱۳۴۹ برپا شد . دانشکده نفت آبادان در سال ۱۳۱۸ خورشیدی ، سینما تاژ (سینما نفت) در سال ۱۳۲۴ و ساختمان یادمانی موزه آبادان در سال ۱۳۴۱ خورشیدی ساخته شدند .

وجه تسمیه :

آبادان امروزی را از دیر باز و در اعصار و دورانهای مختلف با اسامی و نامهای گوناگون و شاید بسیار ناهمگون می شناخته اند . در بعضی از دورانها اسامی آبادان چنان غریب می نماید که گویی نام جزیره ای و یا سرزمینی است در جایی بسیار دور و مربوط به فرهنگ و تمدنی است کاملا غریب و بیگانه ، و گاهی این نام آشنا و خودمانی است .

در آبادان امروز اگر از ۱۰ نفر در مورد نام قدیم آبادان پرسیده شود ، شاید بیشتر آنان نام قدیم و همیشگی آبادان را عبادان تصور نمایند ، حال آنکه این باوریست نادرست و غیر مستند ولی متاسفانه کاملا شایع و جا افتاده . برای آنکه بتوانیم ریشه های تاریخی اسامی آبادان را بررسی کنیم ، شاید لازم باشد تا نگاهی داشته باشیم گذرا به تاریخ این جزیره و اقوامی که بر آن سکنی داشته اند .

در دائره المعارف کولوئیب آمده است که : این بندر در ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح (ع) ، محل سکونت تیره هایی ایرانی موسوم به آبادان یا آبادیان بوده است . به هر حال نام ایرانی آبادان مسلما از کلمه آباد یا از نام قبیله ای که در آن زندگی میکردند گرفته شده است . این نظریه به خودی خود تفکر غالبی که می اندیشد که آبادان تاریخی حداکثر ۱۵۰۰ ساله در پشت سر دارد را در هم می شکند و اثبات میکند که آبادان تاریخی در حدود ۷۰۰۰ سال و حتی بیشتر را در پشت سر گذارده است .

اما حال ببینیم که استعمال نام عبادان چگونه و از کجا مصطلح گردیده است ؟

عده ای عباد را پادشاه و یا فرمانروایی میدانند که ولایت بر این منطقه را بر عهده داشته است و گروهی می اندیشند که عباد فردی بوده است پرهیزگار و بسیار عبادت کننده که ظاهرا در سده دوم یا سوم هجری می زیسته است و هم او بوده که عبادان را بنا مینهد . یاقوت حموی در معجم البلدان آورده است که : « برخی را عقیده بر آن است که عبادان توسط مردی مقدس به نام عباد در قرن ۸ و یا ۹ میلادی بنا شده است و مردم بصره و پیرامون آن که بنا به گفته احمد ابن مطهر مقدسی همگی عجم هستند پسوند نسبت «ان» را به آین نام افزوده و به این ترتیب نام شخص را به نام جای بدل کرده اند » .

کسی از روزگار حیات و تاریخ ممات او و حتی حال و عشیره و اصالتش اطلاعی در دست ندارد و حتی در مورد اینکه آیا این فرد واقعا وجود داشته نیز مدرکی در دست نیست . عده ای دیگر معتقدند که چون این جزیره به نوعی ماوا و محل ریاضت افراد عابد و عرفایی مشهور بوده است و مردمی که در آن زیست می کرده اند ، مردمی بوده اند پارسا و ریاضت کش ، نام این جزیره به عبادان یعنی محل زندگی مردم عابد مشهور گشته است ، ابن بطوطه این مکان را اینگونه توصیف میکند : «….جزیره ایست که در آن دیرها ، مساجد و معابد بسیار است و همیشه در آنجا گروهی به عبادت و نیایش مشغولند » . گروهی دیگر نیز نام عبادان را بر گرفته از نام عشیره بنوعباد که قبیله ای بوده است در سرزمین حجاز قدیم دانسته و معتقدند که عشیرهء آلبوعبادی که امروزه در حاشیه شرقی رودخانه بهمنشیر سکنی دارند نیز در واقع بقایای همان گروهند .

اما گروهی دیگر نیز که نام امروزی آبادان را برگرفته از نام اسلامی عبادان می دانند این شهر را منصوب می کنند به فردی به نام عبادبن حصین حبطی که مردی بوده از عشیره بنی حبط که شاخه ای بوده است از قبیله بزرگ بنی تمیم . او به واسطه خدمتی که به حمران ابن ابان والی بصره و توابع آن نموده بود این جزیره را به عنوان هدیه دریافت می نماید و مردم با افزودن « ان » به آخر اسم او این جزیره را به عباد نسبت میدهند . احمدبن یحیی بلاذری (متوفا در سال ۲۷۹ ه.ق) این موضوع را به طور مفصل در کتاب فتوح البلدان شرح داده که در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر میتوان به آن کتاب نیز مراجعه نمود . البته این نظریه به هیچوجه نمیتواند مقرون به صحت باشد و در رد آن می توان دلائلی زیاد بازگو کرد ، از جمله اینکه :۱ – نام آبادان در نوشتهء بلاذری ، مقرون به سابقه قبل از انتساب آن به عبادبن حصین حبطی است ، یعنی اینکه خود راوی نیز در متن اصلی کتاب خویش ، به نام عبادان پیش از اهدای آن به ابن حصین اشاره دارد . ۲ – در احادیثی که از زبان پیامبر گرامی اسلام و سایر ائمه اطهار بازگو گردیده است بارها از این منطقه با عنوان عبادان نام برده شده است ، حال آنکه زمان زندگی عبادبن حصین حداقل نیم قرن پس از این روایات است ، که این موضوع نیز به خودی خود سندی است بر ابطال نظریه انتساب این منطقه به فرزند حصین از طایفهء بنی حبط .

البته یاد آور میشوم که یاقوت حموی که خود این جزیره را بازدید نموده است از آن به عنوان « میان رودان » یاد کرده است . وجه تسمیه دیگری نیز که برای این جزیره وجود دارد که به ویژه مورد توجه واژه شناسان قرار داشته و نسبت به دیگر اسامی دارای اهمیت بیشتری است ، واژهء اپاتان است . دکتر بهمن فره وشی در کتاب ارزشمند خویش ، ایرانویچ مینویسد : واژهء عبادان که در کتب و متون اسلامی وارد شده مانند بسیاری کلمات مشابه دیگر ، صرفا صورت عربی داشته و نامی کاملا ایرانی است و در واقع از واژه کاملا پارسی اپاتان گرفته شده است که به دلیل محدودیتهای زبان عربی توسط اعراب بدینگونه تلفظ و تلقی گردیده است .

Opatan واژه ایست متشکل از سه جزء « او » به معنای آب ، « پات » از ریشهء پاییدن و « ان » که پسوند نسبت است و در مجموع به معنای جاییست که از آب دریا محافظت و پاسبانی میگردد . این تعبیر در واقع مقرون به صحت بیشتری بوده و گفتار بسیاری از ادباء و سفرنامه نویسان را از جمله استخری ، ابن حوقل ، ناصر خسرو قبادیانی و … را پشتیبان دارد . ابن حوقل در این باره چنین آورده است : « اما عبادان قلعه کوچک آبادی بر کناره دریا و محل گرد آمدن آب دجله است و آن رباطی است که جنگجویان و دیگر دزدان دریایی در آن می باشند و در آنجا پیوسته مرزدارانی مراقبت می کنند » .

ناصر خسرو قبادیانی سیاح و ادیب شیعی مذهب نیز چنین آورده است : « در این جزیره مردمانی بر سر عمودهایی چوبین و نیز برخی بر سر بام خانه ها آتش روشن می دارند تا از نزدیک شدن کشتی ها به آبهای خطرناک باز دارند » . حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز در کتاب بزرگ خویش ، شاهنامه ،در باب فریدون و ضحاک صراحتا به وجود پاسبانان در کنار رودخانه اروند اشاره میدارد .

همین موضوع را دکتر مرتضی اسعدی در کتاب دائره المعارف تشیع چنین می نگارد : « ….لفظ آبادان صورت تغییر شکل یافته « اوپاتان » به معنای مرزبانان دریایی است و لفظ « اوپا » یعنی کسی که در روستاها در کنار نهرهای آب نگهیانی می کند ، تا آب هرز نرود ، هنوز در خوزستان و بنادر جنوبی کشور بکار میرود »

همانگونه که می بینید نام عبادان ، در واقع همان معرب نام پارسی اوپاتان است که به مرور زمان به شکل عبادان در آمده است ، البته آبادان در ازمنه مختلف ، اسامی دیگری نیز داشته است که ما در این بخش پایانی به طور مختصر و گذرا به آنها اشاره میکنیم :

در دورهء هخامنشی این جزیره به نامهای«مسنه» و «خاراکس»خوانده میشد .

در زمان اشکانیان این منطقه به نامه های « آنتیوخ » ، « آلکساندر تیگریما » ، و نیز اسامی اسکندریه ، انتاکیه ، هارک ، خاراکس اسپاسینو و … نامیده شده است .

در زمان اردشیر اول ساسانی این جزیره به نام « وهشت آباد » (بهشت آباد) و « بهمن اردشیر » (بهمنشیر) نامیده شد .

در روزگاران اواخر دوره صفویه و خصوصا در زمان پادشاهان اولیه سلسله قاجار در متون رسمی و بین المللی ما نام این جزیره را « جزیره الخضر » می یابیم که شاید اشاره ای باشد به وجود قدمگاه و مقام مبارک حضرت خضر نبی (ع) در این جزیره و شاید هم برگرفته از صفت سر سبزی برای این منطقه بوده است .

برخی از اماکن مهم آبادان:

پالایشگاه آبادان :

پالایشگاه آبادان نخستین واحد تصفیه نفت ایران است که در سال ۱۲۹۱ شمسی جهت تصفیه نفت مسجد سلیمان در آبادان آغاز به کار کرد ، ظرفیت اولیه آن ۲۵۰۰ بشکه در روز بود ولی به تدریج این پالایشگاه توسع یافت تا جایی که ظرفیت آن در سال ۱۳۳۰ شمسی (آغاز ملی شدن صنعت نفت) به حدود ۵۰۰۰ بشکه در روز رسید و به صورت یکی از پالایشگاههای بزرگ جهان در آمد .
در فاصله یک سال از آغاز ساخت و ساز پالایشگاه ، ساخت نخستین واحد مسکونی در شهر آبادان آغاز شد و به این ترتیب شهرنشینی در این جزیره آرام رو به پیشرفت نهاد . با آغاز بهره برداری از پالایشگاه ، جمعیت زیادی از سراسر کشور به این شهر کوچ کردند .

اروندرود :

بزرگترین جزیره اروندرود آبادان است . دیگر بنادر اروندرود خرمشهر ، خسروآباد ، و اروندکنار هستند . اروندرود از به هم پیوستن دو رود دجله و فرات در ۱۵۰ کیلومتری شمال بصره ، جایی در سمت راست جزیره های مجنون ، تشکیل می شود . اروندکنار از این محل به سمت جنوب ایران امتداد یافته و مرز مشترک ایران و عراق را تشکیل می دهد . درازی اروندرود ۱۷۵ کیلومتر و پهنای آن از ۱۲۰ تا ۵۰۰ متر می باشد .

موزه آبادان :

در سال ۱۳۲۸ شمسی با الهام از معماری سنتی ایران ساخته شده است و دارای گنبدی به ارتفاع ۵/۲۲ متری می باشد که متاثر از گنبد دانیال‌ نبی شوش می باشد . این موزه آثار نفیسی از شوش (هزاره اول قبل از میلاد) دوره صفوی ، قاجاری و همچنین آثار مردم شناسی و پوشاک سنتی مردم خوزستان را در خود جای داده است .

قدمگاه خضر نبی (ص) :

بقعه خضر نبی(ص) در ۷ کیلومتری آبادان واقع شده است . این بقعه در سال ۹۲۰ هجری بنا شده و یکی از زیارتگاههای مهم آبادان بشمار می رود . در بالای گنبد بقعه لنگری نصب شده که اهل محل می گویند مربوط به کشتی خضر بوده و به عنوان تبرک حفظ شده است .

کلیسای ارامنه :

در سالهای قبل از ۱۳۳۷ خورشیدی دبیرستانی برای تحصیل دانش آموزان ارامنه با نام ادب ساخته شد و در این سال نیز کلیسایی توسط ارامنه در کنار دبیرستان مذکور بنا گردید . کلیسا با مسجد امام موسی بن جعفر (ع) همجوار است . در سال ۱۳۴۰ واقف زمین مسجد (آقای بهبهانی) تعدادی دیگر از مهاجران بهبهانی مقیم آبادان این مسجد را بنا کردند .

سینما نفت (تاج) :

در سال ۱۳۲۴ تاسیس گردید . طرح کلی این ساختمان تداعی کننده یک شیر نشسته است که از قدیم این بنا را به نگهبان شهر آبادان معروف کرده است .

مسجد رنگونی ها :

معماری این مسجد در سال۱۹۲۱ میلادی بنا شده.سبک معماری آن شبیه به معماری شبه قاره هند می باشد و در پیشانی بنا نقش کنده وجود دارد که با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز و با ذکر نام خلفای راشدین در قاب چپ خاتمه می یابد. این مسجد مربوط به کارگران هندی و بنگلادشی در آبادان بوده است .[۲]

[۱] “برگرفته از کتاب راهنمای ایرانگردی نوشته حسن زنده دل”

[۲] “برگرفته از پایگاه اینترنتی آبادان شهر خدا”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *