شهر سه هزار ساله دوراونتاش چغازنبیل

پیشگفتار :

ساکنان کشور پرافتخار ایران از موثرترین مردمان این سیاره خاکی در پیشرفت دانش و فرهنگ بشر بوده و هستند . از معدود آثاری که در سال ۱۹۷۹ در لیست آثار مهم این کره خاکی در یونسکو ثبت شد سه اثر متعلق به ایران بود که عبارتند از زیگورات شهر باستانی دوراونتاش ( چغازنبیل ) ، نقش جهان اصفهان ، تخت جمشید . پاسارگاد که محل پایتخت و آرامگاه کوروش بزرگ ، بنیانگذار حقوق بشر جهان است ، تخت سلیمان آذربایجان غربی و ارگ کهن بم نیز تاکنون به این لیست اضافه شده اند .

قرار گرفتن نام ایران در لیست ۱۰ کشور برتر کره زمین از نظر جاذبه های تاریخی اثبات کننده غنای تاریخی ، فرهنگی و برتری گذشته این سرزمین افسانه ای نسبت به سایر کشورهاست . تاریخی که آگاهی از آن به ما اعتماد به نفس ، بلندپروازی و نیرویی می دهد تا با تلاش خود ایران را به جایی برسانیم در خور این نام باشکوه .

نکته بسیار مهم اینجاست که بدانیم برای پیشرفت این کشور هیچ گاه چشم به بیگانگان نداشته باشیم . بیگانگان همه به فکر منافع خود هستند و اگر لازم شد براحتی با هم بر علیه ایران متحد می شوند . آری این واقعیت را باید بپذیریم که اکنون در جایگاه شایسته خود نیستیم و باید تمام تلاش خود را بر روی پیشرفت این سرزمین پرافتخار متمرکز کنیم . عامل اصلی پیشرفت نیز علم و دانش روز است .

پیشرفت ، دموکراسی ، آزادی و استقلال بدون برخورداری از علم و دانش روز دست نیافتنی است . در نهایت آینده از آن ملتی که گذشته خود را می شناسد .

ایلام :

استان باستانی خوزستان با خاکی حاصلخیز و رودهایی روان جایگاه شکل گیری شهرها و حکومتهای متعدد و باشکوهی بوده که یکی از آنها شهر شوش مرکز حکومت ایلام است . ایلام بخش مهمی از تاریخ ایران باستان یا ایران قبل از اسلام را به خود اختصاص داده . بطور مستند می توان ادعا کرد ایلامیان از حدود ۴۸۰۰ تا ۲۶۰۰ سال پیش حکومت می کرده اند ، یعنی حدود ۲۲۰۰ سال .

پادشاهان ایلام چند سلسله مختلف بودند که هر کدام چند قرن حکومت می کردند . قلمرو کشور ایلام از استان خوزستان کنونی تا ایلام ، لرستان ، بوشهر ، فارس و گاه تا اصفهان بوده . چند سال بعد از آنان هخامنشیان به قدرت رسیدند . بخش زیادی از اسناد تخت جمشید از جمله بیمه نامه های کارکنان آنجا ، به زبان ایلامی است که نشان از اهمیت و نقش موثر و غیر قابل انکار تمدن باشکوه و پیشرفته ایلام بر هخامنشیان و در نهایت کشور ایران دارد . بعد از هخامنشیان سلوکیان ، اشکانیان و ساسانیان به قدرت رسیدند . حکومت ساسانیان نیز که به پیشرفت قابل توجهی در علوم رسیده بودند در حدود ۱۴۰۰ سال پیش پایان یافت .

هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان بر اساس نام جد اولین پادشاهانشان نامگذاری شده اند ولی ایلامیان بر اساس محل حکومتشان . یکی از مهمترین منابع جهت شناسایی تمدن ایلام اسناد به جا مانده از ساکنان بین دو رود دجله و فرات یا همان بین النهرین است که همزمان با ایلامیان می زیسته اند . ایلام تغییر یافته کلمه ” الامتو ” می باشد ، نامی که ساکنان بابل برای اولین بار برای این سرزمین انتخاب کرده بودند . از کشور آنان تا استان خوزستان ، دشت صاف و یکدستی است . در استان خوزستان با برخورد به رشته کوه های بختیاری تغییر ارتفاع در سطح زمین ایجاد شده و سرزمینی بلند پدیدار می گردد . بابلیان این سرزمین را الامتو نامیدند که به معنای سرزمین بلند یا کوهستان می باشد .

شوش در ۱۲۰ کیلومتری شمال اهواز و آنشان که امروز به نام تل ملیان خوانده می شود و در ۸۰ کیلومتری شمال غربی شیراز قرار دارد ، دو شهر مهم این کشور بوده اند . برخی نیز معتقد بودند که آنشان یا آنزان همان ایذه کنونی است ولی این نظریه منسوخ شده است .

شهر دوراونتاش :

در حدود ۳۲۵۰ سال پیش اونتاش ناپیراشا ( اونتاش گال یا اونتاش هومبان ) پادشاه ایلام ، شهری مقدس و زیارتی را به نام دوراونتاش در بین دو شهر شوش و شوشتر کنونی در کناره غربی رودخانه دز پایه گذاری کرد . گفته می شود شهر سازان ایلامی برای ساختن دوراونتاش مکانی را انتخاب کردند که تپه ای در آن قرار داشت و محل تپه به گونه ای بوده که در زمان صافی و شفافی هوا ، هر دو شهر شوش و هیدالو که در نزدیکی شوشتر کنونی قرار داشت ، قابل دیدن بودند .شاه دستور داد درختان جنگلی را که در آنجا قرار داشت بریده و آنجا را صاف کرده و شهر را بنا کنند . دوراونتاش به معنای قلعه اونتاش یا شهر اونتاش می باشد . شهرهایی که در حصار اطراف آن ساخته می شد به نام دور می نامیدند .

شهر دوراونتاش دارای مساحتی حدود صد هکتار است و توسط دیواری خشتی به طول ۴ کیلومتر محصور شده است که پلان آن تقریبا به شکل مربع است . شکل الف تصویر بازسازی شده شهر ( تجسمی از زمان آبادانی شهر ) را نشان می دهد .

مصالح ساختمانی :

تمامی بناهای شهر دوراونتاش از آجر پخته و خشت خام ساخته شده اند . ملاتی که در این سازه بکار رفته گل ، قیر معدنی و گچ بوده است .

از سنگ نیز برای اتصال درها به دیوارها ، پاشنه درها و جاکلونی برای قفل کردن درها و گاه برای جلوگیری از فرسایش آبی به عنوان روکار آجرها استفاده شده ، از ساروج نیز که ترکیبی از آهک زنده ، خاکستر چوب و موی حیوانات است گاه برای پوشش ضد رطوبت اتاقها استفاده شده ، از فلزات نیز برای کلون و جاکلونی درها استفاده می شده است .

زیگورات :

حکومت ایلامیان بصورت فدرال بوده ، هر یک از ایالتهای آن خدایی را پرستش می کرده اند . دوراونتاش شهری بود که در آن برای تمام خدایان مورد پرستش ایالتهای مختلف کشور ایلام معبدی ساخته شد از اینرو می توان دوراونتاش را شهر گفتگوی ادیان نامید . آنان برای هر خدا ، خانه یا عبادتگاهی می ساختند و تصویری از آن خدا بصورت نقش برجسته یا مجسمه در آنجا قرار می دادند . تعدادی از این خدایان بصورت زوج شناخته می شدند که یک معبد و دو مجسمه در آن به آنان اختصاص می یافت ، در یک مورد نیز برای هشت الهه یک معبد با هشت مجسمه ساخته شده .

مهمترین معبد شهر باستانی ۳۲۵۰ ساله دوراونتاش زیگوراتی است که در مرکز شهر قرار دارد ، این زیگورات وقف خدایان اینشوشیناک و ناپیراشا ( گال ) شده است . رب النوع ناپیراشا مقامی داشته مانند شاه بزرگترین خدایان یا حامی بزرگ . اینشوشیناک نیز که خدای شوش بوده عمیقترین نفوذ را بر روحیات ایلامیان داشته . اونتاش ناپیراشا : شود آیا که اینشوشیناک را خوش آید که به ما نزدیک شود ، مراحمش را به ما دهد و کلامش را جاری سازد . کلمه زیگورات یا زیقورات از فعل آکدی ” زقارو ” ( Zegharoo ) که به معنای بلند و برافراشته ساختن می باشد گرفته شده است . زیگورات بنایی چند طبقه است که مساحت هر طبقه از طبقه پایینی کوچکتر است ، بنابراین نمای هر طرف آن به شکل یه پلکان است . این زیگورات ها محل نگهداری مجسمه خدایان و انجام مراسم مذهبی بوده .

گیرشمن براساس تجربیات خود و شواهد موجود معتقد بود که این زیگورات در زمان آبادانی پنج طبقه داشته و ارتفاع آن حدود ۵۲ متر بوده که فقط ۲٫۵ طبقه از آن با ارتفاعی حدود ۲۳ تا ۲۴ متر پابرجاست . او ارتفاع طبقات مختلف را نسبت به سطح زمین اطراف زیگورات ، اینگونه بیان می کرد : طبقه اول ۸ متر ، طبقه دوم ۲۰ متر ، طبق سوم ۳۲ متر ، طبقه چهارم ۴۴ متر و طبقه پنجم یا ارتفاع کلی زیگورات ۵۲٫۶ متر . شکل ۱ تصویر امروزی و تصویری تجسمی از زیگورات را در ۳۲۵۰ سال پیش نشان می دهد .

هسته مرکزی زیگورات از خشت خام ساخته شده ، خشت هایی که جاویدان شده اند ، بر خلاف زیگورات های بین النهرین که هر طبقه را روی طبقه قبلی می ساختند در این زیگورات ساخت هر طبقه از سطح زمین آغاز شده . سه نوع خشت در بنای زیگورات بکار برده شده است : خشت خام ، خشت پخته یا آجر و خشت خام مسلح شده به آجر های خرد و کوبیده شده . خشت خام مسلح برای اولین بار در این زیگورات به کار برده شده .

یکی از نکات مهم و قابل توجه زیگورات این است که حجم مرکزی که طبقه بلندتری را روی خود نگه می داشته از خشت خام مقاومتر یعنی خشت خام مسلح شده با خرده آجر ساخته شده . این بیانگر آشنایی معماران ایلامی با علم مقاومت مصالح بوده .

جهات جغرافیایی :

طبقه اول این زیگورات مربعی شکل است که طول هر ضلع آن ۱۰۲٫۲ متر یعنی تقریبا برابر طول یک زمین فوتبال می باشد . جهات گوشه های زیگورات منطبق با چهار جهت اصلی یعنی شمال ، جنوب ، شرق و غرب است و این سندی است که نشان می دهد ایرانیان در آن زمان جهات جغرافیایی را شناخته بودند . جهات جغرافیایی زیگورات در شکل ۱ نشان داده شده است . ( ورودی کنونی شهر از جهت شرق است )

معبد اعلی :

معبد اعلی که در بالاترین طبقه زیگورات یعنی طبقه پنجم بوده از بین رفته ، به نظر می رسد که مجسمه خدایان ناپیراشا و اینشوشیناک در این معبد نگهداری می شده . در هنگام خاکبرداری از زیگورات ۷۰ عدد آجر نبشته دار پیدا شد که بر روی آنها به زبان ایلامی و آکدی مطالبی نوشته شده بوده که نشان می دهد این معبد جایگاه خدایان ناپیراشا و اینشوشیناک است . قالب آجرهای این معبد که هنگام کاوش های باستان شناسی یافت شده بزرگتر از آجرهای زیگورات است و دیوارهای آن با آجرهای لعابدار آبی و سبز با پرتوهایی نقره ای و طلایی درخشان منقوش به دایره ها و لوزی های به هم پیوسته یا خط نوشته دار ، تزیین شده بوده . بررسی های باستان شناسی نشان داد که از اکسید آهن به عنوان ماده اولیه تهیه رنگ سرخ ، که بعضی از دیوارهای این بنا با آن رنگ شده استفاده می شده است . در یکی از اتاقهای زیگورات چند کلوخ رنگی و تعدادی صدف کشف شده که بیانگر استفاده از صدف در تولید رنگ می باشد .

روکار آجری زیگورات :

بدنه و روی زیگورات با روکاری آجری به ضخامت ۲ متر پوشیده شده بود . این روکار آجری وظیفه حفاظت از هسته خشتی را در مقابل باران و باد به عهده داشته است . بدنه آجری و خشتی با استفاده از چوب هایی که یک سر آن در هسته و سر دیگر آن در این بدنه قرار داشته به هم قفل شده اند که به این کار اصطلاحا کلاف کشی می گویند . تنه درختان به کار رفته در کلاف کشی به قیر آغشته می شده اند تا استحکام بیشتری پیدا کنند . برای استحکام بخشیدن به دیوارهای هر طبقه ، دیوار کوتاهی به ارتفاع ۱٫۰۵ و عرض ۲٫۹ متر بر پاشنه آن دیوار روی سطح طبقه پایین ساخته شده . این دیوارهای کوتاه که شما می توانید در شکل شماره ۱ آنها را مشاهده نمایید از یازده ردیف آجر که یک ردیف آن نوشته دار است ساخته شده بوده .

سیستم دفع آب زیگورات :

روکش آجری به همراه سیستم بسیار جالب و علمی دفع آب باران زیگورات که از راه آبهای آجری افقی و عمودی تشکیل شده از عوامل پایداری این زیگورات نسبت به سایرین است . درز آجرهایی که در راه آبهای زیگورات بکار رفته بودند با گچ و قیر معدنی آب بندی شده بوده .

این راه آبها در عمق ۸۰ سانتی متری نمای آجری قرار دارد که بصورت عمودی پایین آمده و پس از رسیدن به پایین تبدیل به آبراهه افقی سرپوشیده با تاق هلالی به عرض ۲۳ و ارتفاع ۱۸ سانتی متری شده و سپس به یک کانال روباز روی سطح طبقه پایین تبدیل می شود ( شکل ۲ ) .

برای جلوگیری از سقوط عمودی آب و فرسایش آجرها پلکانهای آجری در محل تغییر زاویه آبراهه ساخته اند تا سرعت آب را کاهش دهد . روی هر یک از چهار وجه طبقه اول زیگورات پنج ناودان وجود دارد که چهار ناودان آبهای سطح این طبقه را جمع آوری می کنند و یه ناودان نیز آب پلکانها و درها را جمع آوری می کند . اولین و دومین ناودان بترتیب در فواصل ۱۳ و ۳۴ متری گوشه زیگورات قرار دارند . دو ناودان دیگر نیز به همین فاصله از گوشه دیگر قرار دارند .

پلکانها :

در وسط هر یک از چهار ضلع زیگورات پلکانی وجود دارد ( شکل ۳ ) . هر یک از آنها با دروازه ای مسدود می شده . این پله ها راه صعود به طبقات بالا بوده اند . گفته می شود فقط روحانی بزرگ حق صعود به معبد اعلی را داشته است .

یکی از راههای محاسبه تعداد طبقات زیگورات در نظر گرفتن شیب همین پله ها است . بدین معنی که اگر پله ها با همین شیب به سمت بالا ادامه پیدا کنند در طبقه پنجم به نزدیکی مرکز زیگورات ، یا ورودی معبد اعلی می رسد . پله ها آجری هستند و برای جلوگیری از فرسایش روان آب طبقات بالا ، روی برخی پله ها را سنگ چین کرده بودند که بخشی از آنها هنوز پابرجاست .

پلکان از روی صحن شروع می شوند و ابتدا پهن هستند بعد به یک درگاه باریک و اتاق رواق شکل پشت آن می رسند . بعد از تاق که سرپوشیده بوده و کف آن راه آب را می توان دید پلکان دیگری شروع شده که به یک سرسرا می رسد . از دو طرف این سر سرا پله هایی شبیه به بازوهای بالارونده پلکان ورودی تخت جمشید ما را به بالای طبقه اول می رساند .

راه صعود به معبد اعلی پلکان جنوب غربی بوده که اتاق رواقی شکل آن با رنگ سرخ نقاشی شده بود . از این پلکان به بالای طبقه دوم می رفتند . از طبقه دوم به پلکان جنوب شرقی می رفته و از راه پلکان به بالای طبقه چهارم می رسیدند . آنان روی سطح طبقه چهارم به سمت راست حرکت کرده به سمت شمال شرقی رفته و از راه پلکان کوچکی وارد معبد اعلی می شده اند .

سکوهای روبروی پلکان جنوب شرقی :

روبروی پلکان جنوب شرقی زیگورات ۱۴ پایه آجری در دو ردیف دیده می شود ( شکل ۳ ) . در مورد این سکوها دو نظریه وجود دارد برخی معتقدند که بر روی این پایه های آجری مجسمه های نگهبان معبد قرار می گرفته اند . برخی دیگر این سکوها را جایگاه حیوانات قربانی پس از سر بریدن آنها می دانند .

روی پله ها بعد از این سکوها تخته سنگی که در یک طرف آن سوراخی استوانه ای شکل ایجاد شده قرار دارد ( شکل ۴ ) . از این تخته سنگ به عنوان لولای بالای درها استفاده می شده ، که نمونه آنرا بر درگاه ورودی معبد اینشوشیناک ب می توان دید . در هنگام بازدید از اطراف زیگورات قطعه سنگهایی به شکل تقریبی مکعب یا استوانه ای می بینیم که حفره ای استوانه ای در آنها ایجاد شده ( شکل ۵ ) . از این سنگها نیز به عنوان لولای پایین درها استفاده می شده .

آجر نبشته ها و خشت نبشته ها :

وقتی از تاریخ صحبت می کنیم آنچه که بسیار مهم است ارائه سند است . آنچه کاملا مستند است تاریخ است و آنچه مستند نیست روایت است . مهمترین سند تاریخی نوشته هایی است که در بناهای تاریخی کشف می شود و هنگام ساخت آن بناها نوشته شده است .

این اسناد نه تنها از نظر تاریخی که از نظر ملی و معنوی هم بسیار مهم اند . یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ بشر اختراع خط بوده که اثر شگرفی بر تمدن بشر داشته . خط ایلامی توسط ایرانیان باستان اختراع شد که نشان از هوش و نوآوری قابل تحسین ایرانیان باستان* دارد . خط ایلامی دارای ۱۷۴ حرف و ۲۵ صدا یا نشانه می باشد و در طول قرنها تغییر چندانی نیز نکرده بود . در بدنه زیگورات پس از هر ده ردیف آجر ساده یک ردیف آجر نبشته دار بکار برده شده .

تا سال ۱۹۶۵ در شهر دوراونتاش ۵۲۷۵ آجر نبشته و خشت نبشته به زبانهای ایلامی و آکدی کشف شده که بدون هیچ شک و تردیدی اثبات کننده دانش و سواد ایرانیان باستان است . این افتخاری است تاریخی که اکثر کشورهای جهان از آن بی بهره اند . اکثر آجر نبشته ها از سازنده بنا و دلیل ساخت بنا حکایتی جاودان را بازگو می کند . ۶۵۹ عدد از این آجرها بر بدنه زیگورات باقی مانده اند . این نوشته ها از وجود ادبیاتی بسیار قوی در ۳۲۵۰ سال پیش در سرزمین ایلام حکایت می کند . شکل ۶ یکی از این آجر نبشته ها را نشان می دهد .

متن برخی از آجر نبشته ها :

من اونتاش ناپیراشا پسر هوبانومنا شاه آنزان و شوش به خدای ناهوته نماز گزاردم . او این خواهش را مستجاب کرد و آنچه را که من خواسته بودم انجام داد . این معبد را با تاقهای آجری ساختم .

مجسمه طلایی ناهوته را قلمزنی کردم ، آنرا در مکان مقدس قرار دادم ، باشد که اعمال و کارهای من مورد قبول خدای ناهوته رب مکان مقدس قرار گیرد . در طول سالها و روزها یک حکومت طولانی بدست آوردم که با سلامتی من همراه بود .

صحن ها :

در تمام اضلاع زیگورات صحن های وسیعی با ابعاد ، اشکال و سامان دهیهای متفاوت وجود داشته که همه آنها بین یک حصار و زیگورات محدود می شده ( شکل ۷ ) . این صحن ها مسیر حرکت کسانی بوده که برای انجام مراسم مذهبی در آنجا جمع می شده اند .

دو صحن تقریبا مستطیلی شکل و دو صحن مدور هستند . کوچکترین صحن زیگورات که مستطیل شکل است صحن جنوب غربی است . صحن شمال شرقی بزرگترین صحن زیگورات است . صحن ها راه حرکت دسته جمعی ذاکران به مناسک مذهبی ایلام بوده . این امر را می توان از نبشته ای از شاه کوتیر – ناهوته و پسرش تمتی – آگونیت دریافت که به نشانه اینشوشیناک معبدی بنیان گذاری کردند که دارای راهی فرش شده برای حرکت دسته جمعی ذاکران بوده .

تقریبا می توان تصور کرد که مراسمی مانند آنچه امروز در خانه کعبه برگزار می شود روزگاری در اینجا برپا می شده . بد نیست بدانیم همانگونه که در مراسم زیارت کعبه گوسفندان را قربانی می کنند در مراسم دینی ایلامیان نیز قربانی کردن گوسفند و گاو انجام می شد انجام می شده .

پایه مجسمه یا پایه کتیبه :

در صحن های زیگورات و تقریبا روبروی پله ها بنایی کوچک و مدور از آجر ساخته شده بوده که فقط از دو تای آنها بخش قابل توجهی باقی مانده و روبروی پلکانهای شمال و جنوب غربی زیگورات قرار دارند . گفته می شود این بناها پایه مجسمه یا کتیبه ای بوده . این بنا سکویی است به قطر ۴٫۰۵ متر . بنای مربوط به روبروی پلکان جنوب غربی کاملتر است و بصورت نیمه کاره بازسازی شده ( شکل ۸ ) .

*برخی از کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند که با توجه به مستقل بودن سرزمین ایلام در آن دوران بجای کلمه ایرانیان باستان باید کلمه ایلامیان بکار برده شود .

ادامه دارد …

منبع :

گردآوری توسط مهندس محمدحسن خواجه عبدالهی ، شهر سه هزار ساله دوراونتاش (چغازنبیل)

زیگورات چغازنبیل

معبد زیگورات در خوزستان

زیگورات چغازنبیل تبلور معماری مقدس

خوزستان ، کهن سرزمینی جاویدان ، دیاری گرم و تفتیده با زمینی حاصلخیز و رودهایی روان با یادگارهایی افسانه ای ، چونان نگینی است درخشان که ساکنین این کره خاکی را به سوی ویرانه های برجای مانده از تاریخ کهن و پر شکوه ۸ هزار ساله خویش فرا می خواند تا بازگوید روایتی دیگر از راز دیرینگی و فرهنگ و تمدن افسانه گونه ایران زمین را .

بناهای مقدس بر مبنای فلسفه‌ای که از اعتقاد آدمیان برمی‌خیزد ، ساخته می‌شوند . زیگورات چغازنبیل از همین دست بناهای مقدس است که عناصر تفکر آمیخته با تقدس در آن دیده می‌شوند .

بنای زیگورات‌ها ، اهرام ، استوپاها ، پاگوداها و بناهای ماندالا شکل که همگی از بناهای مقدس به شمار می‌روند ، از یک فلسفه همانند پیروی می‌کنند . در همه این‌ بناها ، ساختمان ‌هایی بلند از زمین به سوی آسمان و از فرش به سوی عرش می‌روند که به نوعی تداعی‌گر کوه هستند و همه آن‌ ها فضای مقدسی هستند که تصور می‌شده در مرکز عالم قرار گرفته‌اند .

در بین جاده اهواز به اندیمشک ، پیش از آنکه جاده ما را به شهرستان شوش دانیال برساند ، راهی فرعی در سمت راست ما قرار می گیرد که اگر وارد آن شویم و اسفالت آن را دنبال کنیم ، بعد از پیمودن ۳۵ کیلومتر راه ، بنایی عظیم و زنبیل گونه را در پیش چشم خود خواهیم یافت که مربوط به دوره تمدن درخشان ایلامی بوده و عمری بیش از ۴۰۰۰ سال دارد و به معبد زیگورات یا اصطلاحا چغازنبیل مشهور است و بزرگترین زیگورات جهان به شمار می رود .

تمدن ایلام که پایتخت آن شهر شوش (شوشییانا ، سوزیانا) بوده و تاریخ پیدایش آن به ۴۸۰۰ سال و سقوط آن به ۲۵۰۰ سال پیش باز میگردد مناطق امروزی خوزستان ، بوشهر ، ایلام ، فارس و گاهی اصفهان را در بر می گرفته است .

واژه ایلام در واقع تغییر شکل یافته لغت الانتو بوده که در زبان بابلی به معنای «سرزمین بلند» می باشد که علت این نامگذاری شاید به دلیل افزایش ناگهانی ارتفاع سطح زمین این مناطق نسبت به سایر دشت های مسطح همجوار بوده است .

در حدود ۴۴۰۰ سال پیش یکی از سلاطین مقتدر ایلام ، دستور بنای شهری را در نزدیکی شهر امروزی شوش صادر می نماید که مصالح استفاده شده در آن از بهترین و مقاوم ترین مصالح ساختمانی شناخته شده در آن زمان ، یعنی سنگ ، ساروج ، قیر طبیعی ، آجر ، گچ معدنی و فلزات سخت و شکل آن به صورت مربع کامل و دارای ابعاد ۱۰ x ۱۰ هکتار و مجموعاً ۱۰۰ هکتار مساحت باشد .

از آنجا که دین در میان ایلامیان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است ، طبعاً این شهر جدید که دوراونتاش نام گرفته بود دارای معابد فراوان برای عبادت و ستایش خدایان مختلف بوده است ، تا آنجا که مردم ایلامی هر چیز خوبی را هدیه ای از سوی خدایان می دانسته اند ، البته باید دانست که نوع دین این قوم آیین چند خدایی بوده و ایلامیان برای هر موضوعی رب النوعی داشته اند ، در این میان خدایان مونث (الهه ها) ، از اهمیت و احترام ویژه ای برخوردار بوده اند ولی پس از بنای شهر بزرگ دوراونتاش ، خدای اینشوشیناک (خدای محافظ شوش) که خدایی مذکر بوده و بسیار مورد احترام مردم این شهر ، قدرت و اعتبار خاصی یافت .

این حرمت و اقتدار باعث گردید تا بزرگترین معبد این شهر ، به نام زیگورات را که دقیقاً در وسط این شهر واقع بوده به این خدای مقتدر و نیز خدای دیگر شوش یعنی ناپیراشاک تقدیم نمایند و در واقع معبد زیگورات محلی بوده برای تقدیس خدای اینشوشیناک و ناپیراشاک (ناپیراشا ، گال) .

زیگورات در زبان آکدی به معنای افراشته ساختن می باشد که شاید اشاره ای باشد به ارتفاع بلند این معبد که به سوی آسمان قد کشیده است ، بنا به اظهار پروفسور رومان ریشمن ، باستانشناس فقید فرانسوی این معبد در زمان آبادانی دارای پنج طبقه بوده و ۵۲ متر ارتفاع داشته است که اینک فقط ۵/۲ طبقه با ۲۴ متر ارتفاع از آن باقی است .

همانگونه که گفته شد این معبد بنایی است چند طبقه و پلکانی شکل که مساحت هر طبقه از مساحت طبقه زیرین کمتر است ، این بنا کاملاً مربع بوده و طول هر ضلع آن ۱۰۲ متر می باشد و گوشه های هر کدام از اضلاع منطبق با یکی از چهار جهت اصلی بوده که این خود گواهی است معتبر مبنی بر آشنایی نیاکان خردمند ما با علوم و فنون پیشرفته مهندسی و نیز جهات چهارگانه جغرافیایی .

در وسط هر کدام از این اضلاع نیز درب هایی برای صعود به طبقات بالاتر کار گذاشته شده بود .

در ساخت این سازه از سه گونه خشت استفاده گردیده است :

۱-خشت خام
۲-خشت پخته شده (آجر)
۳-خشت خام مسلح شده توسط خشت پخته شده و کوبیده شده

در ارتباط با سومین نوع خشت باید گفت که این تکنیکی بوده است که باعث مقاومت فوق العاده زیاد بنا گشته و ساختمان را در برابر عوامل طبیعی و جوی بسیار مقاوم می نموده و برای اولین بار در تاریخ معماری جهان ، در همین معبد زیگورات مورد استفاده قرار گرفته است .

هسته مرکزی این معبد با خشت خام بنا گشته و سپس توسط یک تیغه به ضخامت دو متر از جنس خشت پخته شده احاطه گردیده که وظیفه این تیغه حفاظت هسته اصلی از اثرات باد و باران می باشد و سپس این دو قسمت توسط تیرهای چوبی بسیار قوی و ضخیم به هم قفل گردیده اند .

طبق بررسی های انجام شده توسط پژوهشگران ، این معبد که دارای پنج طبقه بوده در طبقه آخر خود تماماً از سنگها و آجرهای سبز ، فیروزه ای و آبی رنگ با تلالوی نور نقره ای ساخته شده بود که یافته شدن آجرهای رنگی در قسمت فوقانی این معبد خود سندی بر این مدعاست . ظاهراً طبقه اعلای این معبد محل قرار گرفتن مجسمه اینشوشیناک بوده است .

جالب است بدانیم که ساخت هر کدام از طبقات این معبد از روی سطح زمین آغاز گردیده و نتیجتاً طبقات فوقانی فشار چندانی را بر روی طبقات تحتانی وارد نمی سازند و در بین این دیوارها که کار پایه حمال را نیز انجام می دادند درب هایی برای آمد و شد تعبیه گردیده شده بود .

راه آب های این معبد نیز جای تامل و بررسی دارند :

این راه آب ها در عمق ۸۰ سانتیمتری سطح آجری قرار گرفته اند و به صورت عمودی بوده ولی در زمانی که به سطح زمین می رسند شکل یک آبراهه افقی با دهانه ای هلالی شکل را به خود می گیرند ، و در آخر بصورت راه آبی روباز بر کف طبقه همکف جاری می گردند .

ایلامیان برای جلوگیری از برخورد عمودی آب از ارتفاع بالا و تخریب سطح آجری راه آب ها چاره ای جالب اندیشیده بودند : آنها در بین مسیر این آبراهه ها هر چند متر یکبار کانالهایی به شکل پلکان ایجاد کرده بودند تا آب با برخورد و عبور از این کانالها از سرعت و قدرت خود کاهیده و با شتاب کمتری به سطوح زیرین سقوط نماید از سوی دیگر محل برخورد آب با سطوح آجری را توسط لوله هایی استوانه ای شکل از جنس سفال قابل تعویض می پوشاندند تا هر چند گاه یکبار به صورت سرویس دوره ای آنها را تعویض کنند .

عاقبت ، شهر دوراونتاش در حدود ۲۷۰۰ سال پیش توسط آشور بنی پال (بانی پال) پادشاه خونریز آشور ویران گشت و هرچند که تا حدود ۳۰۰ سال پس از آن نیز مسکونی باقی ماند اما دیگر هرگز به دوران رونق و اوج خود باز نگشت ، تا آنکه از ۲۴۰۰ سال پیش دیگر کاملاً متروکه و مخروبه گردید و دیگر هرگز در هیچ کتاب و یا سندی اثری از آن یافت نگردید و هیچکس در مورد آن سخن نگفت ، تا آنکه حدود ۷۰ سال پیش یعنی در سال ۱۳۱۴ خورشیدی یک کاوشگر فرانسوی که برای جستجو و بررسی امکان کشف نفت در این منطقه به کار گرفته شده بود ، جهت گمانه زنی وجود ذخایر نفت به یک تپه گمنام مشکوک گردید غافل از اینکه این تپه خاکی همچون صدفی که گوهر را در بر می گیرد ، تاریخ و تمدن چند هزار ساله این سرزمین را در خود نهفته دارد .

این پژوهشگر اروپایی پس از مشاهدهء چند خشت خام که بر روی آن خط میخی نگاشته شده بود احساس نمود که کشف بزرگی کرده است و پس از اطلاع به دولت مرکزی (حکومت پهلوی اول) مقدمات کاوش بیشتر مهیا گردید .

شهر عظیم شوش به وسیله پادشاه آشوری ، « آشوربانی پال » ویران گردید تا آنکه با تلاش هخامنشیان و برپائی کاخهای زمستانی به عنوان پایتخت ، بار دیگر رونق گذشته خود را به دست آورد .

عاقبت در سال ۱۹۷۹ میلادی این سازه باستانی به همراه تخت جمشید و میدان نقش جهان در اصفهان به عنوان سه اثر مهم باستانی و جهانی در سازمان یونسکو ثبت گردیدند .

باشد که با شناخت آثار ملی خود و ایجاد روحیه خویشتن باوری ، بتوانیم به اوج شکوه گذشته بازگردیم .

شهر رامهرمز

شهرستان‌ رامهرمز در فاصله ‌۱۰۰۸ کیلومتری‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ و آب‌ و هوای‌ گرم‌ دارد . رامهرمز شهری ‌تاریخی‌ است‌ که‌ بنیان‌گذار آن‌ را هرمز ساسانی‌ می‌دانند . رامهرمز را در گذشته‌ سمنگان‌ می‌نامیدند . این‌ شهر علیرغم‌ قدمت‌ تاریخی ‌، توسعه‌ چندانی‌ نیافته‌ است‌ . ناحیه‌ تاریخی‌ رامشیر در این‌ شهرستان‌ قرار دارد وخرابه‌های‌ شهر قدیم‌ رامشیر در سه‌ کیلومتری‌ آن‌ به‌ جامانده‌ است .

اهمیّت‌ رامشیر بیشتر به‌ خاطر نقش‌ ارتباطی ‌آن‌ با بنادر جنوب‌ توسط‌ پل‌ بزرگ‌ رامشیر است‌ که‌ بر روی‌ رودخانه‌ جراحی‌ (مارون‌) احداث‌ شده‌ است ‌. شهرستان‌ رامهرمز در سال‌های‌ اخیر ، مجدداً اهمیّت‌ گذشته‌ خود را باز یافته‌ و رو به‌ توسعه‌ و ترقی‌ نهاده‌ و امروزه ‌از شهرستان ‌های‌ مهّم‌ استان‌ خوزستان‌ بشمار می‌رود .

آثار مهم طبیعی ، تاریخی و فرهنگی شهرستان رامهرمز :

· قلعه داو یا داودختر در شمال شهر رامهرمز متعلق به دوره ساسانیان

· قلعه یزدگرد یاتاشاری

· طاق نصرت متعلق به دوره ساسانی

· گور هرمز ساسانی متعلق به دوره ساسانی

· تل برمی یا تل برمک که در آن حفاری های غیر علمی صورت گرفته و اشیائی از قبیل مجسمه جانوران و سفال های منقوش و اجسام مسین به دست آمده است

· تل های سوده و گسر یا رزینی در اطراف رامهرمز

· اشکفت مختارک و آثار ویرانه های آن

· آثار ویرانه های سر چشمه

· زیارتگاه ها و بقعه های علمدار ، بی بی تاج و خواجه خ ضر

“برگرفته از کتاب راهنمای ایرانگردی نوشته حسن زنده دل”

شهر اندیمشک

شهرستان اندیمشک در شمال استان خوزستان و در دامنه های جنوبی زاگرس واقع شده است و تا تهران ۷۲۶ کیلومتر فاصله دارد . اندیمشک در کنار خرابه های شهر قدیم (لور) و (اری ترین) احداث گردیده است . لور شهری آباد بود که جغرافی نویسی چون اصطخری و مقدسی از آن نام برده اند . گویا شهر لور تا قرون وسطی آباد و پس از آن رو به ویرانی نهاده است . اندیمشک در دوره قاجار به وسیله حاج صالح خان مکری با ساختن قلعه ای اهمیت پیدا کرد و به نام صالح آباد نامیده شد ، سپس به اندیمشک تغییر نام داد .

آثار مهم طبیعی ، تاریخی و فرهنگی شهرستان اندیمشک :

· چشمه های عین خوش و دهلران در ۱۳ کیلومتری اندیمشک به اهواز

· قلعه رزه اندیمشک و قلعه صالح آباد

· گنبد های امیر یوسف ، بابالنگ و امام رضا دیمی دوبندار

· ویرانه های شهر ساسانی لور مربوط به دوره باستانی و اوایل اسلام

· ویرانه های شهر عیلامی زعفران دشت در منگره

· پل زال

[۱]

· منطقه حفاظت شده کرخه

· دریاچه سد کرخه

[۱] “برگرفته از کتاب راهنمای ایرانگردی نوشته حسن زنده دل”

شهر باغملک

شهرستان‌ باغملک‌ در شرق‌ اهواز و در فاصله ۱۰۲۴ کیلومتری‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ است ‌.

شهرستان‌ باغملک‌ از نظر تاریخی‌ قدمتی‌ دیرینه‌ دارد . نقاط‌ مرتفع ‌، جنگل‌ها ، مناظر طبیعی‌ و رودخانه‌های‌ آن‌ امکانات‌ فراوانی‌جهت‌ رشد و توسعه‌ باغملک‌ به‌ وجود آورده‌ است‌ .

آثار مهم طبیعی ، تاریخی و فرهنگی شهرستان باغملک :

· آثار منجنیق در شهر تاریخی جانکی که دارای تاریخی چند هزار ساله است و در قدیم جزء مملکت ایلام به شمار می رفته است

· زیارتگاه امام زاده عبدالله یا شاه منگشت در فاصله ۵۰ کیلو متری باغملک

“برگرفته از کتاب راهنمای ایرانگردی نوشته حسن زنده دل”

شهر دشت آزادگان

دشت‌ آزادگان‌ در فاصله ‌۹۴۱ کیلومتری‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ و آب‌ و هوای‌ گرم‌ و خشک‌ دارد . دشت‌آزادگان‌ ابتدا “بنی‌ طرف‌” نام‌ داشت‌ و در سال ‌۱۳۱۴ه.ش‌ به‌ دشت‌ میشان‌ و بعد از انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ دشت‌آزادگان‌ تغییر نام‌ داد . ساکنان‌ این‌ منطقه‌ را عشایر عرب‌ تشکیل‌ می‌دهند .

این‌ شهر تا سال ‌۱۳۲۳ه.ش‌ جزء شهر‌ اهواز بود و بعد از آن‌ با پیوستن‌ به‌ بخش‌ بستان‌ به‌ شهرستان‌ دشت‌ میشان‌ (دشت‌ آزادگان‌) تبدیل‌گردید .

“برگرفته از کتاب راهنمای ایرانگردی نوشته حسن زنده دل”

شهر آبادان

در فاصله‌ ۱۰۰۱ کیلومتری‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ است و‌ زمستان‌های‌ کوتاه‌ و تابستان‌های‌ گرم‌ و بلند دارد که‌ با رطوبت‌ زیاد همراه‌ است‌ . آبادان‌ جزیره‌ دلتا مانندی‌ است‌ که‌ قاعده‌ آن‌ به‌ طرف‌ خلیج‌ فارس‌ و رأس‌ آن‌ به‌جانب‌ خرمشهر است ‌. در قدیم‌ “عبادان‌” و در گذشته‌ “جزیره‌خضر” نامیده‌ می شده است . در اواخر قرن‌ سیزدهم‌ ه . ق‌ به‌ واسطه‌ وجود صنعت‌ نفت ‌، توسعه‌ آبادان‌ رونق‌ گرفت‌ وگسترش‌ یافت‌ .

پالایشگاه‌ و تصفیه‌ خانه های عظیمی در سال ۱۲۸۸ ه.ش ایجاد گردید . متأسفانه این شهر بر اثر حملات مکرر نیروهای عراق در جنگ تحمیلی خسارات زیادی دید و اینک پس از پایان جنگ به آرامی رونق گذشته را باز می یابد . پالایشگاه و تصویه خانه های عظیم نفت که در سال ۱۲۸۸ ه.ش ایجاد گردیده ، یکی از جاذبه های دیدنی شهر آبادان است .[۱]

طول جزیره آبادان ۶۴ کیلومتر و عرض آن از ۳ تا ۲۰ کیلومتر و نقاطی با ارتفاع و متغیر میان صفر تا ۵ متر از سطح دریا دارد . شهر آبادان در ۴۸ درجه و ۱۷ دقیقه شرقی و ۳۰ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی استوا قرار دارد .

آبادان با مساحت ۲۰۶۳ هکتار در جنوب باختری استان خوزستان جای گرفته است . این شهر با وجود پالایشگاه نفت ، کارخانه پتروشیمی ، و دسترسی به آب های آزاد نقش مهمی در اقتصاد کشور بازی می کند . آبادان پر آب ترین شهر استان خوزستان است که دو رود اروند و بهمنشیر در آن جاری است .

یاقوت حموی جزیره بزرگ را که بین دو شط یعنی اروندرود و کارون واقع شده” میان رود” نام داده است . ناصر خسرو قبادیانی نیز در سال چهارصد و سی و هشت هجری قمری آبادان را دیده و آن را توصیف کرده است .

در زمان سلطنت رضاشاه پهلوی نام عبادان به آبادان تغییر یافت . شهر آبادان قبل از حمله‌ عراق به ایران در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه خورشیدی از شهرهای بسیار باشکوه و آباد ایران بشمار می‌رفت .

آبادان در طول دو هزار سال گذشته ، همواره آباد و متمدن بوده است و در هر دوره ای از تاریخ باستانی ایران نامی به خود گرفته است در دوره اساطیری و افسانه‌ای بنام (میسان) بوده است .

در دوره ایلامی – هخامنشی این جزیره به نامهای مسنه و خاراکس خوانده می شد .

عصر اشکانی تا زمان اردشیر بابکان ساسانی این شهر به نامهای آنتیوح ، آلکساندر ، تیگریماه ، اسکندریه انطاکیه ، هارک ، خارک اسپاسینو نامیده می شد ، که به صورت مرکز استراتژیک نظامی و اقتصادی و بازرگانی دریایی شمال خلیج فارس بوده است و با ضرب سکه های مخصوص بیش از سیصد سال بر منطقه آبادان ، خرمشهر و حوالی بصره و کویت حکمرانی نمودند .

اردشیر با قتل بندو ، آخرین پادشاه دولت مستقل آبادان ، نام آن را نیز تغییر داد و در دوره ساسانی به آن استاذآباد اردشیر یا کرخ میسان می گفتند و پایگاه تجاری بازرگانان چینی ، هندی ، عرب و روم بوده است .

نام عبادان از (عباد ، پرهیزکار) گرفته شده است . نام باستانی اوپاتان (او =آب و پاتان از مصدر پاییدن) که به معنای مرزداران دریایی است نیز گفته اند .

بطلیموس معروف به پدر جغرافیا در سده ۲ میلادی و مارسیان جغرافی دان سده ۴ میلادی به ترتیب نامهای آپفانا و آپفادانا را برای آبادان بکار برده اند .

رشد این شهر به دلیل وجود پالایشگاه بزرگ نفت ، بر پایه اصول شهر سازی بوده است. این شهر با بهره گیری از فرودگاه بین المللی ، ایستگاه فرستنده رادیو ، و تلویزیون با برنامه های برون مرزی ، و دانشکده نفت ، سال ها پیش از جنگ تحمیلی ، از مهمترین ، زیباترین ، و خاطره انگیزترین شهرهای ایران به شمار می رفت .

نخستین فرستنده تلویزیونی آبادان در اسپند ۱۳۳۸ خورشیدی و تلویزیون ملی ایران در این شهر در سال ۱۳۴۹ برپا شد . دانشکده نفت آبادان در سال ۱۳۱۸ خورشیدی ، سینما تاژ (سینما نفت) در سال ۱۳۲۴ و ساختمان یادمانی موزه آبادان در سال ۱۳۴۱ خورشیدی ساخته شدند .

وجه تسمیه :

آبادان امروزی را از دیر باز و در اعصار و دورانهای مختلف با اسامی و نامهای گوناگون و شاید بسیار ناهمگون می شناخته اند . در بعضی از دورانها اسامی آبادان چنان غریب می نماید که گویی نام جزیره ای و یا سرزمینی است در جایی بسیار دور و مربوط به فرهنگ و تمدنی است کاملا غریب و بیگانه ، و گاهی این نام آشنا و خودمانی است .

در آبادان امروز اگر از ۱۰ نفر در مورد نام قدیم آبادان پرسیده شود ، شاید بیشتر آنان نام قدیم و همیشگی آبادان را عبادان تصور نمایند ، حال آنکه این باوریست نادرست و غیر مستند ولی متاسفانه کاملا شایع و جا افتاده . برای آنکه بتوانیم ریشه های تاریخی اسامی آبادان را بررسی کنیم ، شاید لازم باشد تا نگاهی داشته باشیم گذرا به تاریخ این جزیره و اقوامی که بر آن سکنی داشته اند .

در دائره المعارف کولوئیب آمده است که : این بندر در ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح (ع) ، محل سکونت تیره هایی ایرانی موسوم به آبادان یا آبادیان بوده است . به هر حال نام ایرانی آبادان مسلما از کلمه آباد یا از نام قبیله ای که در آن زندگی میکردند گرفته شده است . این نظریه به خودی خود تفکر غالبی که می اندیشد که آبادان تاریخی حداکثر ۱۵۰۰ ساله در پشت سر دارد را در هم می شکند و اثبات میکند که آبادان تاریخی در حدود ۷۰۰۰ سال و حتی بیشتر را در پشت سر گذارده است .

اما حال ببینیم که استعمال نام عبادان چگونه و از کجا مصطلح گردیده است ؟

عده ای عباد را پادشاه و یا فرمانروایی میدانند که ولایت بر این منطقه را بر عهده داشته است و گروهی می اندیشند که عباد فردی بوده است پرهیزگار و بسیار عبادت کننده که ظاهرا در سده دوم یا سوم هجری می زیسته است و هم او بوده که عبادان را بنا مینهد . یاقوت حموی در معجم البلدان آورده است که : « برخی را عقیده بر آن است که عبادان توسط مردی مقدس به نام عباد در قرن ۸ و یا ۹ میلادی بنا شده است و مردم بصره و پیرامون آن که بنا به گفته احمد ابن مطهر مقدسی همگی عجم هستند پسوند نسبت «ان» را به آین نام افزوده و به این ترتیب نام شخص را به نام جای بدل کرده اند » .

کسی از روزگار حیات و تاریخ ممات او و حتی حال و عشیره و اصالتش اطلاعی در دست ندارد و حتی در مورد اینکه آیا این فرد واقعا وجود داشته نیز مدرکی در دست نیست . عده ای دیگر معتقدند که چون این جزیره به نوعی ماوا و محل ریاضت افراد عابد و عرفایی مشهور بوده است و مردمی که در آن زیست می کرده اند ، مردمی بوده اند پارسا و ریاضت کش ، نام این جزیره به عبادان یعنی محل زندگی مردم عابد مشهور گشته است ، ابن بطوطه این مکان را اینگونه توصیف میکند : «….جزیره ایست که در آن دیرها ، مساجد و معابد بسیار است و همیشه در آنجا گروهی به عبادت و نیایش مشغولند » . گروهی دیگر نیز نام عبادان را بر گرفته از نام عشیره بنوعباد که قبیله ای بوده است در سرزمین حجاز قدیم دانسته و معتقدند که عشیرهء آلبوعبادی که امروزه در حاشیه شرقی رودخانه بهمنشیر سکنی دارند نیز در واقع بقایای همان گروهند .

اما گروهی دیگر نیز که نام امروزی آبادان را برگرفته از نام اسلامی عبادان می دانند این شهر را منصوب می کنند به فردی به نام عبادبن حصین حبطی که مردی بوده از عشیره بنی حبط که شاخه ای بوده است از قبیله بزرگ بنی تمیم . او به واسطه خدمتی که به حمران ابن ابان والی بصره و توابع آن نموده بود این جزیره را به عنوان هدیه دریافت می نماید و مردم با افزودن « ان » به آخر اسم او این جزیره را به عباد نسبت میدهند . احمدبن یحیی بلاذری (متوفا در سال ۲۷۹ ه.ق) این موضوع را به طور مفصل در کتاب فتوح البلدان شرح داده که در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر میتوان به آن کتاب نیز مراجعه نمود . البته این نظریه به هیچوجه نمیتواند مقرون به صحت باشد و در رد آن می توان دلائلی زیاد بازگو کرد ، از جمله اینکه :۱ – نام آبادان در نوشتهء بلاذری ، مقرون به سابقه قبل از انتساب آن به عبادبن حصین حبطی است ، یعنی اینکه خود راوی نیز در متن اصلی کتاب خویش ، به نام عبادان پیش از اهدای آن به ابن حصین اشاره دارد . ۲ – در احادیثی که از زبان پیامبر گرامی اسلام و سایر ائمه اطهار بازگو گردیده است بارها از این منطقه با عنوان عبادان نام برده شده است ، حال آنکه زمان زندگی عبادبن حصین حداقل نیم قرن پس از این روایات است ، که این موضوع نیز به خودی خود سندی است بر ابطال نظریه انتساب این منطقه به فرزند حصین از طایفهء بنی حبط .

البته یاد آور میشوم که یاقوت حموی که خود این جزیره را بازدید نموده است از آن به عنوان « میان رودان » یاد کرده است . وجه تسمیه دیگری نیز که برای این جزیره وجود دارد که به ویژه مورد توجه واژه شناسان قرار داشته و نسبت به دیگر اسامی دارای اهمیت بیشتری است ، واژهء اپاتان است . دکتر بهمن فره وشی در کتاب ارزشمند خویش ، ایرانویچ مینویسد : واژهء عبادان که در کتب و متون اسلامی وارد شده مانند بسیاری کلمات مشابه دیگر ، صرفا صورت عربی داشته و نامی کاملا ایرانی است و در واقع از واژه کاملا پارسی اپاتان گرفته شده است که به دلیل محدودیتهای زبان عربی توسط اعراب بدینگونه تلفظ و تلقی گردیده است .

Opatan واژه ایست متشکل از سه جزء « او » به معنای آب ، « پات » از ریشهء پاییدن و « ان » که پسوند نسبت است و در مجموع به معنای جاییست که از آب دریا محافظت و پاسبانی میگردد . این تعبیر در واقع مقرون به صحت بیشتری بوده و گفتار بسیاری از ادباء و سفرنامه نویسان را از جمله استخری ، ابن حوقل ، ناصر خسرو قبادیانی و … را پشتیبان دارد . ابن حوقل در این باره چنین آورده است : « اما عبادان قلعه کوچک آبادی بر کناره دریا و محل گرد آمدن آب دجله است و آن رباطی است که جنگجویان و دیگر دزدان دریایی در آن می باشند و در آنجا پیوسته مرزدارانی مراقبت می کنند » .

ناصر خسرو قبادیانی سیاح و ادیب شیعی مذهب نیز چنین آورده است : « در این جزیره مردمانی بر سر عمودهایی چوبین و نیز برخی بر سر بام خانه ها آتش روشن می دارند تا از نزدیک شدن کشتی ها به آبهای خطرناک باز دارند » . حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز در کتاب بزرگ خویش ، شاهنامه ،در باب فریدون و ضحاک صراحتا به وجود پاسبانان در کنار رودخانه اروند اشاره میدارد .

همین موضوع را دکتر مرتضی اسعدی در کتاب دائره المعارف تشیع چنین می نگارد : « ….لفظ آبادان صورت تغییر شکل یافته « اوپاتان » به معنای مرزبانان دریایی است و لفظ « اوپا » یعنی کسی که در روستاها در کنار نهرهای آب نگهیانی می کند ، تا آب هرز نرود ، هنوز در خوزستان و بنادر جنوبی کشور بکار میرود »

همانگونه که می بینید نام عبادان ، در واقع همان معرب نام پارسی اوپاتان است که به مرور زمان به شکل عبادان در آمده است ، البته آبادان در ازمنه مختلف ، اسامی دیگری نیز داشته است که ما در این بخش پایانی به طور مختصر و گذرا به آنها اشاره میکنیم :

در دورهء هخامنشی این جزیره به نامهای«مسنه» و «خاراکس»خوانده میشد .

در زمان اشکانیان این منطقه به نامه های « آنتیوخ » ، « آلکساندر تیگریما » ، و نیز اسامی اسکندریه ، انتاکیه ، هارک ، خاراکس اسپاسینو و … نامیده شده است .

در زمان اردشیر اول ساسانی این جزیره به نام « وهشت آباد » (بهشت آباد) و « بهمن اردشیر » (بهمنشیر) نامیده شد .

در روزگاران اواخر دوره صفویه و خصوصا در زمان پادشاهان اولیه سلسله قاجار در متون رسمی و بین المللی ما نام این جزیره را « جزیره الخضر » می یابیم که شاید اشاره ای باشد به وجود قدمگاه و مقام مبارک حضرت خضر نبی (ع) در این جزیره و شاید هم برگرفته از صفت سر سبزی برای این منطقه بوده است .

برخی از اماکن مهم آبادان:

پالایشگاه آبادان :

پالایشگاه آبادان نخستین واحد تصفیه نفت ایران است که در سال ۱۲۹۱ شمسی جهت تصفیه نفت مسجد سلیمان در آبادان آغاز به کار کرد ، ظرفیت اولیه آن ۲۵۰۰ بشکه در روز بود ولی به تدریج این پالایشگاه توسع یافت تا جایی که ظرفیت آن در سال ۱۳۳۰ شمسی (آغاز ملی شدن صنعت نفت) به حدود ۵۰۰۰ بشکه در روز رسید و به صورت یکی از پالایشگاههای بزرگ جهان در آمد .
در فاصله یک سال از آغاز ساخت و ساز پالایشگاه ، ساخت نخستین واحد مسکونی در شهر آبادان آغاز شد و به این ترتیب شهرنشینی در این جزیره آرام رو به پیشرفت نهاد . با آغاز بهره برداری از پالایشگاه ، جمعیت زیادی از سراسر کشور به این شهر کوچ کردند .

اروندرود :

بزرگترین جزیره اروندرود آبادان است . دیگر بنادر اروندرود خرمشهر ، خسروآباد ، و اروندکنار هستند . اروندرود از به هم پیوستن دو رود دجله و فرات در ۱۵۰ کیلومتری شمال بصره ، جایی در سمت راست جزیره های مجنون ، تشکیل می شود . اروندکنار از این محل به سمت جنوب ایران امتداد یافته و مرز مشترک ایران و عراق را تشکیل می دهد . درازی اروندرود ۱۷۵ کیلومتر و پهنای آن از ۱۲۰ تا ۵۰۰ متر می باشد .

موزه آبادان :

در سال ۱۳۲۸ شمسی با الهام از معماری سنتی ایران ساخته شده است و دارای گنبدی به ارتفاع ۵/۲۲ متری می باشد که متاثر از گنبد دانیال‌ نبی شوش می باشد . این موزه آثار نفیسی از شوش (هزاره اول قبل از میلاد) دوره صفوی ، قاجاری و همچنین آثار مردم شناسی و پوشاک سنتی مردم خوزستان را در خود جای داده است .

قدمگاه خضر نبی (ص) :

بقعه خضر نبی(ص) در ۷ کیلومتری آبادان واقع شده است . این بقعه در سال ۹۲۰ هجری بنا شده و یکی از زیارتگاههای مهم آبادان بشمار می رود . در بالای گنبد بقعه لنگری نصب شده که اهل محل می گویند مربوط به کشتی خضر بوده و به عنوان تبرک حفظ شده است .

کلیسای ارامنه :

در سالهای قبل از ۱۳۳۷ خورشیدی دبیرستانی برای تحصیل دانش آموزان ارامنه با نام ادب ساخته شد و در این سال نیز کلیسایی توسط ارامنه در کنار دبیرستان مذکور بنا گردید . کلیسا با مسجد امام موسی بن جعفر (ع) همجوار است . در سال ۱۳۴۰ واقف زمین مسجد (آقای بهبهانی) تعدادی دیگر از مهاجران بهبهانی مقیم آبادان این مسجد را بنا کردند .

سینما نفت (تاج) :

در سال ۱۳۲۴ تاسیس گردید . طرح کلی این ساختمان تداعی کننده یک شیر نشسته است که از قدیم این بنا را به نگهبان شهر آبادان معروف کرده است .

مسجد رنگونی ها :

معماری این مسجد در سال۱۹۲۱ میلادی بنا شده.سبک معماری آن شبیه به معماری شبه قاره هند می باشد و در پیشانی بنا نقش کنده وجود دارد که با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز و با ذکر نام خلفای راشدین در قاب چپ خاتمه می یابد. این مسجد مربوط به کارگران هندی و بنگلادشی در آبادان بوده است .[۲]

[۱] “برگرفته از کتاب راهنمای ایرانگردی نوشته حسن زنده دل”

[۲] “برگرفته از پایگاه اینترنتی آبادان شهر خدا”

شهر شادگان

شهرستان شادگان‌ یکی‌ از شهرستان ‌های جنوبی‌ استان‌ خوزستان‌ است‌ که‌ در فاصله‌۹۷۱ کیلومتری‌ تهران‌ قرار دارد . آب‌ و هوای‌ شادگان‌ گرم‌ و بیابانی‌ است ‌. نام‌ قدیمی شادگان‌ “سُرُق‌” و شهر حکومت‌ نشین‌ آن‌ “دُورَق‌” بوده‌است ‌.
“سُرُق‌” یکی‌ از ولایت‌های‌ خوزستان‌ و نام‌ رودی‌ است‌ که‌ در اطراف‌ آن‌ شهرهایی‌ توسط‌ اردشیر پسر بهمن ‌اسفندیار حفر شده‌ است ‌. امروزه‌ شهر شادگان‌ توسعه‌ یافته‌ و عبابافی‌ آن‌ شهرت‌ فراوانی دارد .

“برگرفته از کتاب راهنمای ایرانگردی نوشته حسن زنده دل”

شهر خرمشهر

شهرستان‌ خرمشهر در فاصله ‌۹۹۴ کیلومتری‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ است‌ و آب‌ و هوای‌ بسیار گرم‌ و مرطوب‌دارد . خرمشهر در قرن‌ دوازدهم‌ هجری‌ قمری‌ روستای‌ کوچکی‌ بشمار می‌رفت‌ که‌ در اوایل‌ قرن‌ سیزدهم‌ به‌ بندری‌ معتبر تبدیل‌ گردید . خرمشهر از زمان‌ تأسیس‌ به‌ دلیل‌ اهمیّت‌ سوق‌ الجیشی‌ مورد توجه‌ بود و چندین‌ بار به‌ اشغال‌ قوای‌ خارجی‌ درآمده‌ و آزاد شده‌ است .‌

امپراطوری‌ عثمانی در سال ۱۸۸۳ میلادی ، انگلیسی ها در سال ۱۸۵۷ میلادی و ارتش بعث عراق در سال ۱۳۵۹ شمسی خرم شهر را اشغال کردند .کشف نفت در قرن نوزدهم و مجاورت خرمشهر با پالایشگاه نفت آبادان اهمیت آن را دو چندان کرده است . نام‌ قدیم‌ خرمشهر در تأثیر از رنگ‌ سرخ‌ رود کارون‌ “محمره‌” نامیده‌ می‌شد . خرمشهر در خلال‌ جنگ‌ تحمیلی‌ عراق‌ خسارات‌ زیادی‌ دید و ۵۷۵ روز در اشغال‌ بود که‌ سرانجام‌ در روز سوم‌ خرداد ۱۳۶۱ با پیروزی‌ قوای‌ ایرانی‌ آزاد گردید .

آثار مهم طبیعی ، تاریخی و فرهنگی شهرستان خرمشهر :

· ساختمان بندر خرمشهر که در سال ۱۸۱۲ میلادی بنا گردید

· اسکله تجاری بزرگ خرمشهر که در سال ۱۳۱۸ ه.ش مورد بهره برداری قرار گرفت

· جاذبه های مردم شناسی مردم خرمشهر

[۱]

استرنج در کتاب سرزمین‌های خلافت شرقی درباره بندر خرمشهر می‌نویسد: خرمشهر در کنار نهر حفار در جای سابق شهر بیان واقع شده است . نهر حفار نواحی بالای اروند رود را به دو قسمت بالای کارون متصل می‌کند . یاقوت ، جزیره بزرگ را که بین دو شط یعنی اروندرود و کارون واقع شده «میان رودان» نام داده است .

مقدسی می‌گوید : این جزیره باتلاقی است که در یک زاویه آن کنار دریا شهر عبادان است و در زاویه دیگر در مصب شط کارون بندر سلیمان واقع شده است . کشف نفت در قرن نوزده و مجاورت خرمشهر با آبادان که بعدا پالایشگاه مدرنی در آن ساخته شد، اهمیت آن را دو چندان کرده است. رودخانه اروند‌رود یکی از مراکز دیدنی این شهر می‌باشد .

[۱] “برگرفته از کتاب راهنمای ایرانگردی نوشته حسن زنده دل”

شهر شوشتر

شهر شوشتر در فاصله‌۸۳۱ کیلومتری‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ است‌ و آب‌ و هوای‌ آن‌ در بهار ، تابستان‌ و پاییز گرم‌ و در زمستان‌ سرد است ‌. در افسانه‌های‌ ایرانی‌ بنای‌ این‌ شهر را به‌ “هوشنگ‌ پیشدادی‌ ” نسبت‌ داده‌اند . فتح‌شوشتر به‌ دست‌ مسلمانان‌ در زمان‌ خلافت‌ عمر صورت‌ گرفت ‌. در عهد بنی‌ امیه‌ شوشتر از قلاع‌ خوارج‌ بود . درسال‌۸۲۰ ، امیر تیمور این‌ شهر را فتح‌ کرد و سپس‌ از مراکز تبلیغ‌ تشیع‌ گردید . نادرشاه‌ چندین‌ بار به‌ این‌ شهر لشکر کشید و در سال های ۱۱۶۵-۶۷ جنگ های مکرری در شوشتر روی داد و باعث از بین رفتن عده زیادی از مردم گردی .

در زمان‌ فتحعلی‌ شاه‌ قاجار ، شوشتر ، دزفول‌ و هویزه‌ جزء کرمانشاه‌ گردید . در زمان‌ سلطنت‌ مظفرالدین‌ شاه‌ دودستگی‌ حیدری‌ و نعمتی‌ در شوشتر به‌ اوج‌ خود رسید و خزعل‌خان‌ دسته‌های‌ عرب‌ را به‌ تاخت‌ و تاز در شوشتر عزیمت‌ داد . در دوره‌ پهلوی‌ نیز در این‌ شهر پس‌ از درگیری‌های‌ چندی‌ امنیت‌ برقرار گردید و اینک‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از شهرستان‌های‌ مهّم‌ خوزستان‌ محسوب‌ می‌شود .

آثار مهم طبیعی ، تاریخی و فرهنگی شهرستان شوشتر :

· پل شادروان (پل شاپوری) در غرب بند میزان شوشتر مربوط به دوره ساسانی که معماری جالب توجهی دارد

· بند برج عیار شوشتر که شامل آبشار ها و آسیاب های آبی است و اینک به عنوان پل استفاده می شود و بنای اولیه آن ها به دوره ساسانی مربوط است

· قلعه سلاسل یادگار دوره ساسانی است در قرن یازدهم هجری مرمت گردیده است

· قلعه رستم گتوند در ۲۴ کیلومتری شمال شوشتر

· قلعه رستم عقیلی در حوالی شوشتر

· بند میزان که احداث آن به شاپور ساسانی نسبت داده می شود

· کلاه فرنگی ، مشتمل بر بقایای برج هشت ضلعی که مربوط به دوره ماقبل اسلام است

· بند های خاک و قیر مربوط به دوره ساسانی و پل نفس کش

· تخت قیصر مربوط به قبل از اسلام

· خانه مستوفی مربوط به اواخر دوره قاجاریه

· آسیاب های آبی سیکا مربوط به دوره قاجاریه

· شهر باستانی دستوا در ۳ کیلومتری جنوب شرقی شوشتر مربوط به دوره اشکانی

· مسجد جامع شوشتر از ابنیه اوایل دوره اسلام است که ساخت آن را به المعتزبالله خلیفه عباسی نسبت می دهند

· مسجد شاه صفی که متعلق به دوره حکومت شاه صفی است

· مسجد شیخ در شوشتر

· زیارتگاه ها و بقعه های سید محمد گیاهخوار ، براءبن مالک ، شاه بوالحسن (شامرد) ، عبدالله ، صاحب الزمان و سید محمد شاه

“برگرفته از کتاب راهنمای ایرانگردی نوشته حسن زنده دل”